counterbalancing

[ایالات متحده]/[ˈkaʊntəbælənzɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈkaʊntərbælənzɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جهت خنثی کردن یا تأثیر چیزی؛ جهت ارائه یک نیروی متوازن یا نیروی مخالف.
adj. که به خنثی کردن یا خنثی سازی کمک می‌کند.
n. یک اندازه یا اقدامی که به خنثی کردن یا خنثی سازی چیزی کمک می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

counterbalancing effects

اثرات متعادل کننده

counterbalancing forces

نیروهای متعادل کننده

counterbalancing risk

risk متعادل کننده

counterbalancing factors

عوامل متعادل کننده

counterbalancing influence

تأثیر متعادل کننده

counterbalancing mechanism

مکانیسم متعادل کننده

counterbalancing act

عمل متعادل کننده

counterbalancing measures

اقدامات متعادل کننده

counterbalancing system

سیستم متعادل کننده

counterbalancing approach

رویکرد متعادل کننده

جملات نمونه

the study utilized counterbalance designs to minimize order effects.

این مطالعه از طراحی‌های تعادل‌گذار برای کاهش اثرات ترتیب استفاده کرد.

counterbalancing presentation order helped control for fatigue bias.

تعادل‌گذاری ترتیب ارائه به کنترل اثرات خستگی کمک کرد.

we employed counterbalance techniques in the experiment's conditions.

ما از فنون تعادل‌گذاری در شرایط آزمایش استفاده کردیم.

counterbalancing ensured that each condition appeared in different positions.

تعادل‌گذاری اطمینان حاصل کرد که هر شرایط در موقعیت‌های مختلف ظاهر شود.

the experiment included counterbalance to address learning effects.

این آزمایش از تعادل‌گذاری برای مقابله با اثرات یادگیری استفاده کرد.

counterbalancing the stimuli minimized systematic variations in responses.

تعادل‌گذاری اثرات سیستماتیک در پاسخ‌ها را کاهش داد.

a complete counterbalance was implemented across all participants.

یک تعادل‌گذاری کامل در میان همه شرکت‌کنندگان اجرا شد.

counterbalancing the tasks reduced the impact of practice effects.

تعادل‌گذاری وظایف تأثیر اثرات تمرین را کاهش داد.

the researchers used counterbalance to control for carryover effects.

پژوهشگران از تعادل‌گذاری برای کنترل اثرات انتقال استفاده کردند.

counterbalancing the experimental groups was crucial for validity.

تعادل‌گذاری گروه‌های آزمایشی برای صحت امری حیاتی بود.

we planned the counterbalance carefully to avoid confounding variables.

ما تعادل‌گذاری را با دقت برنامه‌ریزی کردیم تا متغیرهای مخلوط شوند جلوگیری کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید