competitiveness

[ایالات متحده]/kəm'pɛtətɪvnɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توانایی رقابتی؛ قابلیت رقابت

عبارات و ترکیب‌ها

market competitiveness

رقابت‌پذیری بازار

global competitiveness

رقابت‌پذیری جهانی

جملات نمونه

The company's competitiveness in the market is unmatched.

رقابت‌پذیری شرکت در بازار بی‌نظیر است.

To stay ahead, businesses need to constantly improve their competitiveness.

برای پیشی گرفتن، کسب‌وکارها باید به‌طور مداوم رقابت‌پذیری خود را بهبود بخشند.

Globalization has increased the competitiveness of industries worldwide.

جهانی‌شدن باعث افزایش رقابت‌پذیری صنایع در سراسر جهان شده است.

Investing in research and development is crucial for enhancing competitiveness.

سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه برای افزایش رقابت‌پذیری بسیار مهم است.

Technological advancements play a key role in determining a country's competitiveness.

پیشرفت‌های فناوری نقش کلیدی در تعیین رقابت‌پذیری یک کشور ایفا می‌کنند.

The company's competitiveness has been declining due to lack of innovation.

به دلیل فقدان نوآوری، رقابت‌پذیری شرکت در حال کاهش است.

Training programs can help employees improve their skills and enhance the company's competitiveness.

برنامه‌های آموزشی می‌توانند به کارکنان کمک کنند تا مهارت‌های خود را بهبود بخشند و رقابت‌پذیری شرکت را افزایش دهند.

A strong brand image can boost a company's competitiveness in the market.

یک تصویر برند قوی می‌تواند رقابت‌پذیری یک شرکت را در بازار افزایش دهد.

The government is implementing policies to support the competitiveness of small businesses.

دولت در حال اجرای سیاست‌هایی برای حمایت از رقابت‌پذیری کسب‌وکارهای کوچک است.

Collaboration with other companies can sometimes improve competitiveness through shared resources.

همکاری با سایر شرکت‌ها گاهی اوقات می‌تواند از طریق منابع مشترک، رقابت‌پذیری را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید