comport oneself
رفتار کردن
comport with
همخوانی داشتن با
comport to
متناسب با
Comport yourself with dignity.
با وقار رفتار کنید.
He comported himself as if he was already the Presidcnt.
او چنان رفتار کرد که انگار از قبل رئیسجمهور بود.
His behavior did not comport with his office.
رفتار او با مقامش همخوانی نداشت.
comported herself with dignity and polish;
با وقار و ظرافت رفتار کرد.
The Colonel gave me advice on how to comport myself in the White House.
سرهنگ به من توصیه کرد که چگونه در کاخ سفید رفتار کنم.
they do all that nature and art can do to comport with his will.
آنها همه کاری را که طبیعت و هنر اجازه میدهد برای همخوانی با خواست او انجام میدهند.
articulate students who comported themselves well in television interviews.
دانجویان با بیان قوی که در مصاحبههای تلویزیونی به خوبی رفتار کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید