comports with
با آن مطابقت دارد
comports itself
خود را با آن مطابقت میدهد
comports well
به خوبی با آن مطابقت دارد
comports like
مانند آن مطابقت دارد
comports appropriately
به طور مناسب با آن مطابقت دارد
comports properly
به طور مناسب با آن مطابقت دارد
comports accordingly
بر اساس آن مطابقت دارد
comports easily
به راحتی با آن مطابقت دارد
comports naturally
به طور طبیعی با آن مطابقت دارد
comports favorably
به طور مطلوب با آن مطابقت دارد
his behavior comports with the company's values.
رفتار او با ارزشهای شرکت همخوانی دارد.
the design of the building comports with modern architecture.
طراحی ساختمان با معماری مدرن همخوانی دارد.
her actions comports with her words.
اعمال او با حرفهایش همخوانی دارد.
the results comports with our expectations.
نتایج با انتظارات ما همخوانی دارد.
his outfit comports with the formal dress code.
لباس او با قانون پوشش رسمی مطابقت دارد.
the report comports with the latest research findings.
گزارش با آخرین یافتههای تحقیقاتی مطابقت دارد.
her attitude comports with her professional demeanor.
نگاه او با رفتار حرفهایاش مطابقت دارد.
the policy changes comports with public opinion.
تغییرات سیاست با نظر مردم مطابقت دارد.
his explanation comports with the evidence presented.
توضیحات او با شواهد ارائه شده مطابقت دارد.
the findings comports with previous studies.
یافتهها با مطالعات قبلی مطابقت دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید