comraderies

[ایالات متحده]/ˌkæməˈrɑːdəriːz/
[بریتانیا]/ˌkæməˈrɑːdiz/

ترجمه

n. دوستی و اعتماد متقابل بین افرادی که زمان زیادی را با هم می‌گذرانند

عبارات و ترکیب‌ها

team comraderies

همکاری‌های تیمی

shared comraderies

همکاری‌های مشترک

strong comraderies

همکاری‌های قوی

military comraderies

همکاری‌های نظامی

workplace comraderies

همکاری‌های محیط کار

friendship comraderies

همکاری‌های دوستی

lasting comraderies

همکاری‌های پایدار

college comraderies

همکاری‌های دانشگاهی

community comraderies

همکاری‌های اجتماعی

sports comraderies

همکاری‌های ورزشی

جملات نمونه

comraderies are essential for team success.

هم‌نشینی‌های دوستانه برای موفقیت تیم ضروری هستند.

building comraderies takes time and effort.

ایجاد هم‌نشینی‌های دوستانه زمان و تلاش می‌برد.

our comraderies helped us overcome challenges.

هم‌نشینی‌های دوستانه ما به ما کمک کرد تا بر چالش‌ها غلبه کنیم.

comraderies can be formed through shared experiences.

می‌توان هم‌نشینی‌های دوستانه را از طریق تجربیات مشترک ایجاد کرد.

strong comraderies often lead to lifelong friendships.

هم‌نشینی‌های دوستانه قوی اغلب منجر به دوستی‌های طولانی مدت می‌شود.

comraderies in the workplace improve morale.

هم‌نشینی‌های دوستانه در محل کار باعث بهبود روحیه می‌شود.

sports teams thrive on comraderies among players.

تیم‌های ورزشی با هم‌نشینی‌های دوستانه بین بازیکنان شکوفا می‌شوند.

comraderies can help ease stressful situations.

می‌تواند با کمک هم‌نشینی‌های دوستانه، شرایط استرس‌زا را کاهش داد.

we celebrated our comraderies with a team dinner.

ما هم‌نشینی‌های دوستانه‌مان را با یک شام تیمی جشن گرفتیم.

comraderies foster a sense of belonging.

هم‌نشینی‌های دوستانه حس تعلق را تقویت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید