conceptualizer

[ایالات متحده]/[kənˈseptʃəlaɪzə]/
[بریتانیا]/[kənˈseptʃəlaɪzər]/

ترجمه

n. فردی که مفهوم می‌کند.
v. تشکیل مفهوم دادن؛ ایجاد یک ایده مجرد کردن؛ (در مورد یک ایده یا برنامه) مفهوم شدن یا تخیل شدن.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

conceptualizer role

نقش مفهوم‌گذار

lead conceptualizer

رییس مفهوم‌گذار

conceptualizer's vision

دیدگاه مفهوم‌گذار

be a conceptualizer

به عنوان یک مفهوم‌گذار باشید

conceptualizer team

تیم مفهوم‌گذار

experienced conceptualizer

مفهوم‌گذار با تجربه

conceptualizer position

موقعیت مفهوم‌گذار

creative conceptualizer

مفهوم‌گذار خلاق

junior conceptualizer

مفهوم‌گذار جوان

جملات نمونه

the marketing team needs a conceptualizer to develop a new brand identity.

تیم بازاریابی به یک conceptualizer نیاز دارد تا هویت برند جدیدی را توسعه دهد.

as a conceptualizer, she helped the client define their core values.

به عنوان یک conceptualizer، او به مشتری کمک کرد تا ارزش‌های اصلی خود را تعریف کند.

he is a skilled conceptualizer, able to transform abstract ideas into concrete plans.

او یک conceptualizer ماهر است که می‌تواند ایده‌های مفهومی را به برنامه‌های ملموس تبدیل کند.

we hired a conceptualizer to brainstorm innovative product features.

ما یک conceptualizer استخدام کردیم تا ویژگی‌های نوآورانه محصول را ایده‌یابی کند.

the project required a creative conceptualizer with a strong design background.

این پروژه به یک conceptualizer خلاق با پیشینه‌ای قوی در طراحی نیاز داشت.

the conceptualizer worked closely with the engineers to refine the design.

conceptualizer با مهندسین به طور نزدیک کار کرد تا طراحی را بهبود بخشد.

she is a brilliant conceptualizer, always thinking outside the box.

او یک conceptualizer ممتاز است که همیشه خارج از کادر فکر می‌کند.

the company sought a conceptualizer to visualize the future of their business.

شرکت به دنبال یک conceptualizer بود تا آینده کسب و کار خود را تصور کند.

the role of the conceptualizer is to frame the problem effectively.

وظیفه conceptualizer این است که مسئله را به درستی فریم بندی کند.

a good conceptualizer can synthesize information from various sources.

یک conceptualizer خوب می‌تواند اطلاعات را از منابع مختلف ترکیب کند.

the conceptualizer used mind mapping to organize the project's scope.

conceptualizer از نقشه‌ی ذهنی برای سازماندهی محدوده پروژه استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید