conceiver

[ایالات متحده]/kənˈsiːvə/
[بریتانیا]/kənˈsiːvɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که طرح یا ایده‌ای را تشکیل می‌دهد یا طراحی می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

creative conceiver

خلاق و متفکر

visionary conceiver

دارای دیدگاه و متفکر

original conceiver

نوآور و متفکر

conceptual conceiver

متفکر و دارای ایده

innovative conceiver

نوآور و متفکر

artistic conceiver

هنرمند و متفکر

strategic conceiver

متفکر و راهبر

practical conceiver

عملی و متفکر

intuitive conceiver

دارای شهود و متفکر

collaborative conceiver

همکار و متفکر

جملات نمونه

as a conceiver of innovative ideas, she transformed the industry.

به عنوان طراح ایده‌های نوآورانه، او صنعت را متحول کرد.

the conceiver of the project faced many challenges.

طراح پروژه با چالش‌های زیادی روبرو شد.

he is known as a conceiver of groundbreaking technologies.

او به عنوان طراح فناوری‌های پیشرو شناخته می‌شود.

a good conceiver can turn dreams into reality.

یک طراح خوب می‌تواند رویاها را به واقعیت تبدیل کند.

the conceiver must collaborate with others to succeed.

طراح باید برای موفقیت با دیگران همکاری کند.

she is a conceiver of unique marketing strategies.

او طراح استراتژی‌های بازاریابی منحصر به فرد است.

the conceiver of the art piece had a vivid imagination.

طراح اثر هنری، تخیل زنده‌ای داشت.

being a conceiver requires creativity and vision.

طراح بودن نیازمند خلاقیت و دید است.

the conceiver's vision inspired the entire team.

دیدگاه طراح، کل تیم را الهام بخشید.

he was celebrated as the conceiver of the successful campaign.

او به عنوان طراح کمپین موفق مورد تحسین قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید