musical concords
همآهنگیهای موسیقیایی
concords of peace
همآهنگیهای صلح
concords in harmony
همآهنگی در هماهنگی
social concords
همآهنگیهای اجتماعی
concords of agreement
همآهنگیهای توافق
concords of love
همآهنگیهای عشق
concords of nature
همآهنگیهای طبیعت
concords in thought
همآهنگی در فکر
cultural concords
همآهنگیهای فرهنگی
concords of unity
همآهنگیهای وحدت
his ideas concord with the team's goals.
ایدههای او با اهداف تیم همخوانی دارد.
the music concords beautifully with the lyrics.
موسیقی به طور زیبا با متن آهنگ همخوانی دارد.
her actions concord with her words.
اعمال او با حرفهایش همخوانی دارد.
the results concord with our expectations.
نتایج با انتظارات ما همخوانی دارد.
they strive to ensure their policies concord with international standards.
آنها تلاش میکنند تا اطمینان حاصل کنند که سیاستهای آنها با استانداردهای بینالمللی همخوانی دارد.
his opinion concords with the majority view.
نظر او با دیدگاه اکثریت همخوانی دارد.
the two reports concord on several key issues.
دو گزارش در چندین موضوع کلیدی با هم همخوانی دارند.
her findings concord with previous research.
یافتههای او با تحقیقات قبلی همخوانی دارد.
the colors in the painting concord harmoniously.
رنگهای نقاشی به طور هماهنگ با هم همخوانی دارند.
we need to ensure that our strategies concord with market trends.
ما باید اطمینان حاصل کنیم که استراتژیهای ما با روند بازار همخوانی دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید