concords

[ایالات متحده]/ˈkɒnkɔːdz/
[بریتانیا]/ˈkɑːnkɔrdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هماهنگی; توافق; روابط صلح‌آمیز

عبارات و ترکیب‌ها

musical concords

همآهنگی‌های موسیقیایی

concords of peace

همآهنگی‌های صلح

concords in harmony

همآهنگی در هماهنگی

social concords

همآهنگی‌های اجتماعی

concords of agreement

همآهنگی‌های توافق

concords of love

همآهنگی‌های عشق

concords of nature

همآهنگی‌های طبیعت

concords in thought

همآهنگی در فکر

cultural concords

همآهنگی‌های فرهنگی

concords of unity

همآهنگی‌های وحدت

جملات نمونه

his ideas concord with the team's goals.

ایده‌های او با اهداف تیم همخوانی دارد.

the music concords beautifully with the lyrics.

موسیقی به طور زیبا با متن آهنگ همخوانی دارد.

her actions concord with her words.

اعمال او با حرف‌هایش همخوانی دارد.

the results concord with our expectations.

نتایج با انتظارات ما همخوانی دارد.

they strive to ensure their policies concord with international standards.

آنها تلاش می‌کنند تا اطمینان حاصل کنند که سیاست‌های آنها با استانداردهای بین‌المللی همخوانی دارد.

his opinion concords with the majority view.

نظر او با دیدگاه اکثریت همخوانی دارد.

the two reports concord on several key issues.

دو گزارش در چندین موضوع کلیدی با هم همخوانی دارند.

her findings concord with previous research.

یافته‌های او با تحقیقات قبلی همخوانی دارد.

the colors in the painting concord harmoniously.

رنگ‌های نقاشی به طور هماهنگ با هم همخوانی دارند.

we need to ensure that our strategies concord with market trends.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که استراتژی‌های ما با روند بازار همخوانی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید