conduced

[ایالات متحده]/kənˈdjuːst/
[بریتانیا]/kənˈdust/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به نتیجه‌ای کمک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

conduced to

به انجام رساندن

conduced greatly

به طور قابل توجهی انجام داد

conduced positively

به طور مثبت انجام داد

conduced effectively

به طور موثر انجام داد

conduced significantly

به طور قابل ملاحظه ای انجام داد

conduced favorably

به طور مساعد انجام داد

conduced well

به خوبی انجام داد

conduced efficiently

به طور کارآمد انجام داد

conduced harmoniously

به طور هماهنگ انجام داد

conduced smoothly

به طور روان انجام داد

جملات نمونه

the new policy conduced to a more efficient workflow.

سیاست جدید منجر به گردش کار کارآمدتری شد.

her efforts conduced to the success of the project.

تلاش‌های او منجر به موفقیت پروژه شد.

the positive environment conduced to teamwork.

محیط مثبت منجر به کار گروهی شد.

his research conduced to significant discoveries.

تحقیقات او منجر به کشف‌های مهمی شد.

good communication conduced to a better understanding.

ارتباط خوب منجر به درک بهتر شد.

the training program conduced to improved performance.

برنامه آموزشی منجر به بهبود عملکرد شد.

her leadership conduced to a more cohesive team.

رهبری او منجر به یک تیم منسجم‌تر شد.

the changes in management conduced to higher employee morale.

تغییرات مدیریتی منجر به افزایش روحیه کارمندان شد.

healthy habits conduced to a longer life.

عادات سالم منجر به افزایش طول عمر شد.

his involvement in the community conduced to positive change.

درگیر شدن او در جامعه منجر به تغییرات مثبت شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید