confiture

[ایالات متحده]/kənˈfɪtʃə/
[بریتانیا]/kənˈfɪtʃər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میوه خشک یا مربای میوه؛ آبنبات
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fruit confiture

مربای میوه

chocolate confiture

مربای شکلات

berry confiture

مربای توت

spicy confiture

مربای تند

peach confiture

مربای هلو

orange confiture

مربای پرتقال

citrus confiture

مربای مرکبات

plum confiture

مربای آلو

homemade confiture

مربای خانگی

gourmet confiture

مربای خوشمزه

جملات نمونه

she spread confiture on her toast every morning.

او هر روز صبح مربا را روی نان تست خود می‌مالید.

we made a delicious confiture from fresh strawberries.

ما یک مربای خوشمزه از توت فرنگی تازه درست کردیم.

his favorite dessert is ice cream with a dollop of confiture.

بستنی با مقداري مربا، مورد علاقه اوست.

they sell homemade confiture at the local farmers' market.

آنها مربای خانگی را در بازار محلی کشاورزان می‌فروشند.

she enjoys experimenting with different fruit confitures.

او از آزمایش با مرباهای میوه‌ای مختلف لذت می‌برد.

confiture can enhance the flavor of many dishes.

مربا می‌تواند طعم بسیاری از غذاها را افزایش دهد.

he gifted her a jar of homemade peach confiture.

او یک شیشه مربای هویج خانگی به او هدیه داد.

confiture is a great addition to a cheese platter.

مربا یک افزودنی عالی به بشقاب پنیر است.

she prefers her pancakes with a layer of confiture.

او ترجیح می‌دهد پنکیک‌هایش را با لایه‌ای مربا بخورد.

making confiture is a wonderful way to preserve fruit.

تهیه مربا راهی عالی برای حفظ میوه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید