confounder

[ایالات متحده]/kənˈfaʊndər/
[بریتانیا]/kənˈfaʊndər/

ترجمه

n. متغیری که هم بر متغیر وابسته و هم بر متغیر مستقل تأثیر می‌گذارد و باعث ارتباط نادرست (ظاهری) می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

confounder effect

اثر هم‌ریختی

potential confounder

هم‌ریختی بالقوه

controlling confounders

کنترل هم‌ریختی‌ها

confounder analysis

تجزیه و تحلیل هم‌ریختی

addressing confounders

رسیدگی به هم‌ریختی‌ها

confounder bias

سوگیری هم‌ریختی

identifying confounders

شناسایی هم‌ریختی‌ها

جملات نمونه

the study failed to account for a major confounder: socioeconomic status.

مطالعه برای در نظر گرفتن یک متغیر مخدوش‌کننده اصلی، وضعیت اقتصادی-اجتماعی، شکست خورد.

researchers must identify and control for potential confounders in their analysis.

محققان باید متغیرهای مخدوش‌کننده بالقوه را در تجزیه و تحلیل خود شناسایی و کنترل کنند.

age acted as a confounder, obscuring the true relationship between exercise and health.

سن به عنوان یک متغیر مخدوش‌کننده عمل کرد و رابطه واقعی بین ورزش و سلامتی را مبهم کرد.

it's crucial to eliminate confounders to establish causality effectively.

حذف متغیرهای مخدوش‌کننده برای اثبات کارآمد علیت بسیار مهم است.

the presence of a confounder can lead to spurious correlations.

حضور یک متغیر مخدوش‌کننده می‌تواند منجر به همبستگی‌های نادرست شود.

statistical techniques can help control for the effects of a confounder.

تکنیک‌های آماری می‌توانند به کنترل اثرات یک متغیر مخدوش‌کننده کمک کنند.

we need to carefully consider possible confounders when interpreting the data.

ما باید هنگام تفسیر داده‌ها به طور دقیق متغیرهای مخدوش‌کننده احتمالی را در نظر بگیریم.

lifestyle choices often introduce confounders into health-related research.

انتخاب‌های سبک زندگی اغلب متغیرهای مخدوش‌کننده را در تحقیقات مرتبط با سلامتی معرفی می‌کنند.

the researchers used regression analysis to adjust for the confounder of pre-existing conditions.

محققان از تجزیه و تحلیل رگرسیونی برای تنظیم اثر متغیر مخدوش‌کننده شرایط از پیش موجود استفاده کردند.

failure to address a confounder can bias the results of the experiment.

عدم رسیدگی به یک متغیر مخدوش‌کننده می‌تواند نتایج آزمایش را دچار سوگیری کند.

controlling for a confounder strengthens the validity of the study's findings.

کنترل یک متغیر مخدوش‌کننده، قدرت اعتبار نتایج مطالعه را افزایش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید