| جمع | congenerics |
congeneric species
گونههای همتبار
congeneric groups
گروههای همتبار
congeneric relationships
روابط همتبار
congeneric taxa
تاکسونهای همتبار
congeneric varieties
گونههای همتبار
congeneric genera
سردههای همتبار
congeneric families
خانوادههای همتبار
congeneric individuals
افراد همتبار
congeneric populations
جمعیتهای همتبار
congeneric classifications
طبقهبندیهای همتبار
congeneric species often share similar habitats.
گونههای همسرده اغلب زیستگاههای مشابهی را به اشتراک میگذارند.
the study focused on congeneric relationships among plants.
این مطالعه بر روابط همسرده بین گیاهان متمرکز بود.
researchers compared congeneric animals to understand evolution.
محققان حیوانات همسرده را برای درک تکامل مقایسه کردند.
congeneric groups can provide insights into genetic diversity.
گروههای همسرده میتوانند بینشی در مورد تنوع ژنتیکی ارائه دهند.
in ecology, congeneric species may compete for resources.
در اکولوژی، گونههای همسرده ممکن است برای منابع رقابت کنند.
the congeneric nature of these plants makes them interesting subjects for study.
طبیعت همسرده این گیاهان آنها را به موضوعات جالب برای مطالعه تبدیل میکند.
understanding congeneric dynamics can aid conservation efforts.
درک پویاییهای همسرده میتواند به تلاشهای حفاظتی کمک کند.
congeneric relationships are crucial in taxonomy classification.
روابط همسرده در طبقهبندی نظامشناختی بسیار مهم هستند.
some congeneric species exhibit different behavioral traits.
برخی از گونههای همسرده نشانههای رفتاری متفاوتی نشان میدهند.
the congeneric analysis revealed unexpected similarities.
تجزیه و تحلیل همسرده نشاندهنده شباهتهای غیرمنتظره بود.
congeneric species
گونههای همتبار
congeneric groups
گروههای همتبار
congeneric relationships
روابط همتبار
congeneric taxa
تاکسونهای همتبار
congeneric varieties
گونههای همتبار
congeneric genera
سردههای همتبار
congeneric families
خانوادههای همتبار
congeneric individuals
افراد همتبار
congeneric populations
جمعیتهای همتبار
congeneric classifications
طبقهبندیهای همتبار
congeneric species often share similar habitats.
گونههای همسرده اغلب زیستگاههای مشابهی را به اشتراک میگذارند.
the study focused on congeneric relationships among plants.
این مطالعه بر روابط همسرده بین گیاهان متمرکز بود.
researchers compared congeneric animals to understand evolution.
محققان حیوانات همسرده را برای درک تکامل مقایسه کردند.
congeneric groups can provide insights into genetic diversity.
گروههای همسرده میتوانند بینشی در مورد تنوع ژنتیکی ارائه دهند.
in ecology, congeneric species may compete for resources.
در اکولوژی، گونههای همسرده ممکن است برای منابع رقابت کنند.
the congeneric nature of these plants makes them interesting subjects for study.
طبیعت همسرده این گیاهان آنها را به موضوعات جالب برای مطالعه تبدیل میکند.
understanding congeneric dynamics can aid conservation efforts.
درک پویاییهای همسرده میتواند به تلاشهای حفاظتی کمک کند.
congeneric relationships are crucial in taxonomy classification.
روابط همسرده در طبقهبندی نظامشناختی بسیار مهم هستند.
some congeneric species exhibit different behavioral traits.
برخی از گونههای همسرده نشانههای رفتاری متفاوتی نشان میدهند.
the congeneric analysis revealed unexpected similarities.
تجزیه و تحلیل همسرده نشاندهنده شباهتهای غیرمنتظره بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید