conks

[ایالات متحده]/kɒŋks/
[بریتانیا]/kɑŋks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ناگهان شکست خوردن یا خراب شدن؛ بسیار خسته شدن؛ بیهوش شدن یا از دست دادن هوشیاری

عبارات و ترکیب‌ها

conks out

از کار افتادن

conks head

سرش را زد

conks down

به پایین زد

conks off

خاموش کردن

conks together

با هم زد

conks like

مثل این بود که

conks out suddenly

ناگهان از کار افتاد

conks on

روشن کردن

conks around

چرتک زد

conks in

وارد شد

جملات نمونه

he conks out after a long day at work.

او بعد از یک روز طولانی کار از پا می‌افتد.

the engine conks when it overheats.

موتور هنگامی که بیش از حد گرم می‌شود، از کار می‌افتد.

she conks her head on the doorframe.

او سرش را به قاب در می‌زند.

my computer conks out unexpectedly.

کامپیوتر من بطور غیرمنتظره از کار می‌افتد.

the old tv conks every few weeks.

تلویزیون قدیمی هر چند هفته یکبار از کار می‌افتد.

he conks out during the movie.

او در حین تماشای فیلم از پا می‌افتد.

the light conks when the bulb blows.

چراغ هنگامی که لامپ می‌سوزد، از کار می‌افتد.

she conks her bike into a tree.

او دوچرخه خود را به درخت می‌زند.

the alarm conks at the same time every day.

آلارم هر روز در همان زمان از کار می‌افتد.

he conks out on the couch after dinner.

او بعد از شام روی مبل از پا می‌افتد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید