connived

[ایالات متحده]/kəˈnaɪvd/
[بریتانیا]/kəˈnaɪvd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور مخفیانه چیزی را برنامه‌ریزی یا توطئه کردن، اغلب غیرقانونی یا غیراخلاقی؛ اجازه دادن به وقوع چیزی با نادیده گرفتن آن یا عمل نکردن در برابر آن

عبارات و ترکیب‌ها

connived at

توافق کرد

connived together

با هم تبانی کرد

connived with

با... تبانی کرد

connived secretly

به طور مخفیانه تبانی کرد

connived openly

به طور آشکارا تبانی کرد

connived behind

پشت سر... تبانی کرد

connived against

علیه... تبانی کرد

connived for

برای... تبانی کرد

connived in

در... تبانی کرد

connived to

برای... تبانی کرد

جملات نمونه

the manager connived at the employee's misconduct.

مدیر در تخلفات کارمند تبانی کرد.

they connived to cheat the investors out of their money.

آنها برای فریب سرمایه گذاران و دزدیدن پولشان تبانی کردند.

it was clear that the officials had connived with the criminals.

واضح بود که مقامات با مجرمان تبانی کرده اند.

she felt betrayed when she learned that her friends had connived against her.

او احساس خیانت کرد وقتی فهمید که دوستانش علیه او تبانی کرده اند.

the two companies connived to fix prices in the market.

دو شرکت برای دستکاری قیمت ها در بازار تبانی کردند.

he connived with others to steal confidential information.

او با دیگران برای سرقت اطلاعات محرمانه تبانی کرد.

the teacher connived at the students' cheating during the exam.

معلم در تقلب دانش آموزان در امتحان تبانی کرد.

they connived in a plan to take over the company.

آنها در طرحی برای تصرف شرکت تبانی کردند.

she connived to ensure her promotion at work.

او برای اطمینان از ارتقای شغلی خود تبانی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید