consigns

[ایالات متحده]/kənˈsaɪnz/
[بریتانیا]/kənˈsaɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. قرار دادن در یک وضعیت ناخوشایند; سپردن به دیگری برای مراقبت یا فروش; رها کردن

عبارات و ترکیب‌ها

consigns goods

ارسال کالا

consigns documents

ارسال اسناد

consigns items

ارسال اقلام

consigns products

ارسال محصولات

consigns cargo

ارسال بار

consigns materials

ارسال مواد

consigns property

ارسال اموال

consigns assets

ارسال دارایی‌ها

consigns inventory

ارسال موجودی

consigns stock

ارسال سهام

جملات نمونه

the company consigns its products to various retailers.

شرکت محصولات خود را به خرده‌فروشی‌های مختلف می‌سپارد.

she consigns her artwork to a local gallery.

او آثار هنری خود را به یک گالری محلی می‌سپارد.

the author consigns her book to a publisher for distribution.

نویسنده کتاب خود را برای توزیع به یک ناشر می‌سپارد.

the shipment was consigns to the wrong address.

بار به آدرس اشتباه ارسال شد.

he consigns his old furniture to a thrift store.

او مبلمان قدیمی خود را به یک مغازه خیریه می‌سپارد.

the artist regularly consigns pieces to exhibitions.

هنرمند به طور منظم آثار خود را به نمایشگاه‌ها می‌سپارد.

they consign their vintage cars to an auction house.

آنها خودروهای قدیمی خود را به یک خانه حراج می‌سپارند.

the organization consigns donations to those in need.

سازمان کمک‌های مالی را به نیازمندان می‌سپارد.

we consign our inventory to a logistics company.

ما موجودی خود را به یک شرکت لجستیک می‌سپاریم.

the gallery consigns art to collectors for sale.

گالری آثار هنری را برای فروش به کلکسیونرها می‌سپارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید