construe

[ایالات متحده]/kənˈstruː/
[بریتانیا]/kənˈstruː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تفسیر کردن; تحلیل کردن; ترجمه کردن

vi. تحلیل کردن به صورت دستوری
Word Forms
شکل سوم شخص مفردconstrues
جمعconstrues
قسمت سوم فعلconstrued
صفت یا فعل حال استمراریconstruing
زمان گذشتهconstrued

جملات نمونه

Our chief representative's withdrawal was construed as a protest.

نکته‌گیری نماینده ارشد ما به عنوان اعتراض تلقی شد.

The nounfish can be construed as singular or plural.

اسم‌ماهی می‌تواند به عنوان مفرد یا جمع تلقی شود.

Why do you construe my silence as a sign of disapproval?

چرا سکوت من را به عنوان نشانه ای از نارضایتی تلقی می کنید؟

his words could hardly be construed as an apology.

به سختی می توان کلمات او را به عنوان عذرخواهی تلقی کرد.

both verbs can be construed with either infinitive.

هر دو فعل می توانند با هر دو مصدر جمله بندی شوند.

Our larrikin persona can, in the blink of an eye, be construed as obnoxious.

شخصیت خرابکار ما می تواند در یک چشم به هم زدن، به عنوان زننده تلقی شود.

You may construe the statement of the government spokesman in a number of different ways.

شما می توانید اظهارات سخنگوی دولت را به روش های مختلف تفسیر کنید.

construed my smile as assent.See Synonyms at explain

لبخند من را به عنوان موافقت تلقی کرد. برای یافتن مترادف ها به توضیح مراجعه کنید.

They construed her silence as meaning that she agreed.

آنها سکوت او را به عنوان معنای موافقت او تلقی کردند.

The lack of a radio room station is a casualty of an aggressive schedule, and can in no way be construed as a showstopper.

نبود ایستگاه رادیویی، نتیجه برنامه زمان‌بندی تهاجمی است و به هیچ وجه نمی‌توان آن را به عنوان یک مانع در نظر گرفت.

I take the official oath today.with no purpose to construe the Constitution or laws by any hypercritical rules(Abraham Lincoln.

من امروز سوگند رسمی را می پذیرم. بدون هیچ هدفی برای تفسیر قانون اساسی یا قوانین با هرگونه قوانین بیش از حد انتقادی (آبراهام لینکلن).

نمونه‌های واقعی

Even a simple expression of sympathy could be construed as an admission of guilt.

حتی یک عبارت ساده همدلی نیز می‌تواند به عنوان پذیرش گناه تعبیر شود.

منبع: The Good Wife Season 1

Strictly construed, his car is his property, Mr. Gardner.

اگر به دقت تعبیر شود، ماشین او متعلق به خودش است، آقای گاردنر.

منبع: The Good Wife Season 2

I know that you didn't mean it the way they construed it.

می‌دانم که شما آن را به روشی که آنها تعبیر کردند، نمی‌خواستید.

منبع: the chair

Men are asking, Have I ever done-or am I currently doing-anything that could be construed as abusive or inappropriate?

مردان می‌پرسند، آیا تا به حال کاری انجام داده‌ام - یا آیا در حال حاضر کاری انجام می‌دهم - که بتوان آن را به عنوان سوء استفاده یا نامناسب تعبیر کرد؟

منبع: Time

Criticism is easily construed as insult by certain parties.

انتقاد به راحتی توسط برخی افراد به عنوان توهین تعبیر می‌شود.

منبع: Complete English Speech Collection

Being fussy about punctuality might be construed as being difficult, off-hand.

اختیار داشتن در مورد به موقع بودن ممکن است به عنوان سخت‌گیر بودن، به طور غیررسمی تعبیر شود.

منبع: World Atlas of Wonders

The question of intelligent life, somewhere there, as we have construed intelligence, so-called.

سوال مربوط به حیات هوشمند، در جایی آنجا، همانطور که ما هوش را تعبیر کرده‌ایم، به اصطلاح.

منبع: GQ — Representative Roles of Celebrities

I think something could be construed as wrong.

فکر می‌کنم چیزی می‌تواند به عنوان اشتباه تعبیر شود.

منبع: The Queen's Gambit

" In what way am I to construe your attitude, sir" ? demanded Vandeleur.

منبع: New Arabian Nights (Volume 1)

His withdrawal can only be construed as a protest.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید