construing

[ایالات متحده]/kənˈstruːɪŋ/
[بریتانیا]/kənˈstruːɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تفسیر (اظهارات، اقدامات و غیره)؛ ترجمه کردن؛ تحلیل به صورت نحوی

عبارات و ترکیب‌ها

construing the law

تفسیر قانون

construing the text

تفسیر متن

construing the meaning

تفسیر معنا

construing the contract

تفسیر قرارداد

construing the evidence

تفسیر شواهد

construing the statement

تفسیر اظهارات

construing the intention

تفسیر قصد

construing the policy

تفسیر سیاست

construing the rules

تفسیر قوانین

construing the argument

تفسیر استدلال

جملات نمونه

he is construing the poem in a unique way.

او شعر را به روشی منحصر به فرد تفسیر می‌کند.

construing her actions as a sign of interest is common.

تفسیر اعمال او به عنوان نشانه ای از علاقه رایج است.

they are construing the data to support their theory.

آنها داده ها را برای حمایت از نظریه خود تفسیر می کنند.

construing his words literally can lead to misunderstandings.

تفسیر کلمات او به صورت تحت اللفظی می تواند منجر به سوء تفاهم شود.

she has a talent for construing complex ideas simply.

او استعداد تبدیل ایده های پیچیده به سادگی را دارد.

the lawyer is construing the contract carefully.

وکیل قرارداد را با دقت تفسیر می‌کند.

construing the results requires careful analysis.

تفسیر نتایج نیاز به تجزیه و تحلیل دقیق دارد.

he is construing the historical events from a new perspective.

او وقایع تاریخی را از یک دیدگاه جدید تفسیر می‌کند.

construing her silence as agreement was a mistake.

تفسیر سکوت او به عنوان موافقت اشتباه بود.

they are construing the feedback to improve their service.

آنها بازخورد را برای بهبود خدمات خود تفسیر می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید