consuls

[ایالات متحده]/ˈkɒn.səlz/
[بریتانیا]/ˈkɑn.səlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع کنسول؛ مقامات در روم باستان

عبارات و ترکیب‌ها

honorary consuls

قنسول‌های افتخاری

consuls general

قنسول‌های کلان

career consuls

قنسول‌های حرفه‌ای

consuls abroad

قنسول‌های خارج از کشور

consuls' duties

وظایف کنسولی

consuls' offices

دفاتر کنسولی

consuls' roles

نقش کنسولی

consuls' functions

تکالیف کنسولی

foreign consuls

قنسول‌های خارجی

consuls' agreements

توافقات کنسولی

جملات نمونه

the consuls met to discuss trade agreements.

سفرا برای بحث در مورد توافقات تجاری گرد هم آمدند.

consuls play a vital role in international relations.

سفرا نقش مهمی در روابط بین‌المللی ایفا می‌کنند.

many consuls are stationed in major cities around the world.

سفرا در شهرهای بزرگ در سراسر جهان مستقر هستند.

the consuls organized a cultural exchange program.

سفرا یک برنامه تبادل فرهنگی سازماندهی کردند.

consuls often assist citizens in foreign countries.

سفرا اغلب به شهروندان در کشورهای خارجی کمک می‌کنند.

the consuls held a conference to address common issues.

سفرا کنفرانسی برای رسیدگی به مسائل مشترک برگزار کردند.

our consuls are dedicated to protecting national interests.

سفرا ما به حفظ منافع ملی اختصاص داده شده اند.

consuls can provide legal assistance to their citizens.

سفرا می‌توانند به شهروندان خود کمک‌های حقوقی ارائه دهند.

the consuls collaborated on a humanitarian project.

سفرا در یک پروژه بشردوستانه با یکدیگر همکاری کردند.

consuls are often invited to diplomatic events.

سفرا اغلب به رویدادهای دیپلماتیک دعوت می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید