| جمع | contactees |
contactee report
گزارش تماس
contactee experience
تجربه تماس
contactee testimony
شهادت تماس
contactee interview
مصاحبه با تماس
contactee case
پرونده تماس
contactee network
شبکه تماس
contactee group
گروه تماس
contactee story
داستان تماس
contactee phenomenon
پدیده تماس
contactee community
جامعه تماس
the contactee shared their experiences with the group.
تماسگیرنده تجربیات خود را با گروه به اشتراک گذاشت.
many contactees report similar phenomena.
بسیاری از تماسگیرندگان پدیدههای مشابهی را گزارش میکنند.
the contactee felt a strong connection to the entity.
تماسگیرنده ارتباط قوی با موجودیت احساس کرد.
researchers interviewed the contactee for insights.
محققان برای کسب اطلاعات با تماسگیرنده مصاحبه کردند.
being a contactee can be a challenging experience.
تماسگیرنده بودن میتواند یک تجربه چالشبرانگیز باشد.
the contactee described vivid memories of the encounter.
تماسگیرنده خاطرات زنده ای از برخورد توصیف کرد.
support groups exist for contactees to share their stories.
گروههای حمایتی برای به اشتراک گذاشتن داستانهای تماسگیرندگان وجود دارد.
some contactees feel a sense of purpose after their experiences.
برخی از تماسگیرندگان پس از تجربیات خود احساس هدف میکنند.
the contactee's account was documented in a book.
داستان تماسگیرنده در یک کتاب مستند شد.
contactees often seek validation for their experiences.
تماسگیرندگان اغلب به دنبال تایید تجربیات خود هستند.
contactee report
گزارش تماس
contactee experience
تجربه تماس
contactee testimony
شهادت تماس
contactee interview
مصاحبه با تماس
contactee case
پرونده تماس
contactee network
شبکه تماس
contactee group
گروه تماس
contactee story
داستان تماس
contactee phenomenon
پدیده تماس
contactee community
جامعه تماس
the contactee shared their experiences with the group.
تماسگیرنده تجربیات خود را با گروه به اشتراک گذاشت.
many contactees report similar phenomena.
بسیاری از تماسگیرندگان پدیدههای مشابهی را گزارش میکنند.
the contactee felt a strong connection to the entity.
تماسگیرنده ارتباط قوی با موجودیت احساس کرد.
researchers interviewed the contactee for insights.
محققان برای کسب اطلاعات با تماسگیرنده مصاحبه کردند.
being a contactee can be a challenging experience.
تماسگیرنده بودن میتواند یک تجربه چالشبرانگیز باشد.
the contactee described vivid memories of the encounter.
تماسگیرنده خاطرات زنده ای از برخورد توصیف کرد.
support groups exist for contactees to share their stories.
گروههای حمایتی برای به اشتراک گذاشتن داستانهای تماسگیرندگان وجود دارد.
some contactees feel a sense of purpose after their experiences.
برخی از تماسگیرندگان پس از تجربیات خود احساس هدف میکنند.
the contactee's account was documented in a book.
داستان تماسگیرنده در یک کتاب مستند شد.
contactees often seek validation for their experiences.
تماسگیرندگان اغلب به دنبال تایید تجربیات خود هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید