contactor

[ایالات متحده]/kənˈtæktə/
[بریتانیا]/kənˈtæktər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دستگاه که یک مدار را در سیستم های الکتریکی می سازد یا می شکند؛ یک رله الکتریکی که برای سوئیچینگ استفاده می شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

power contactor

کلید قدرت

electrical contactor

کانتکتور الکتریکی

contactor relay

شلنگ رله

contactor coil

سیم پیچ کنتاکتور

contactor switch

کلید کنتاکتور

contactor circuit

مدار کنتاکتور

contactor operation

عملکرد کنتاکتور

contactor rating

رتبه بندی کنتاکتور

contactor contacts

تماس های کنتاکتور

contactor installation

نصب کنتاکتور

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید