continuants

[ایالات متحده]/kənˈtɪn.jənt/
[بریتانیا]/kənˈtɪn.jənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدایی که طولانی است؛ صدای مداوم
adj. مربوط به صدایی که طولانی است

عبارات و ترکیب‌ها

voiced continuant

گłos مداوم

continuant sound

صدای مداوم

continuant phoneme

واکه مداوم

continuant segment

بخش مداوم

fricative continuant

مداوم سایشی

continuant articulation

تلفظ مداوم

continuant feature

ویژگی مداوم

continuant vowel

واکه مداوم

nasal continuant

مداوم بینی

continuant consonant

همخوان مداوم

جملات نمونه

the continuant sound of the river was soothing.

صدای پیوسته رودخانه آرامش‌بخش بود.

she played a continuant melody on the piano.

او یک ملودی پیوسته را روی پیانو اجرا کرد.

his speech was a continuant expression of his thoughts.

سخنرانی او بیان پیوسته‌ای از افکارش بود.

in linguistics, a continuant is a type of sound.

در علم زبان‌شناسی، یک پیوسته نوعی صدا است.

the continuant nature of the project requires dedication.

طبیعت پیوسته پروژه نیاز به تعهد دارد.

they enjoyed the continuant buzz of the city.

آنها از صدای پیوسته شهر لذت بردند.

his continuant support made a big difference.

حمایت پیوسته او تفاوت بزرگی ایجاد کرد.

the teacher emphasized the importance of a continuant effort.

معلم بر اهمیت تلاش پیوسته تاکید کرد.

she admired the continuant growth of the garden.

او رشد پیوسته باغ را تحسین کرد.

the continuant feedback helped improve the service.

بازخورد پیوسته به بهبود خدمات کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید