| جمع | contoes |
conto corrente
حساب جاری
conto risparmio
حساب پسانداز
conto finale
حساب نهایی
conto dettagliato
حساب تفصیلی
conto annuale
حساب سالانه
conto spese
حساب هزینه
conto di pagamento
حساب پرداخت
conto intestato
حساب نامنویس
conto online
حساب آنلاین
conto fiscale
حساب مالیاتی
he gave me a conto of his experience in the industry.
او داستاني از تجربیاتش در صنعت به من گفت.
the artist's latest work is a conto of love and loss.
آخرین اثر هنرمند، داستانی از عشق و از دست دادن است.
in her speech, she shared a conto about her travels.
در سخنرانی خود، او داستانی در مورد سفرهايش به اشتراک گذاشت.
the book is a conto that explores human emotions.
این کتاب داستانی است که احساسات انسانی را بررسی میکند.
every conto he tells captivates the audience.
هر داستانی که او تعریف میکند، مخاطبان را مجذوب خود میکند.
she wrote a conto that reflects her childhood memories.
او داستانی نوشت که خاطرات دوران کودکیاش را منعکس میکند.
the film is a conto of friendship and sacrifice.
فیلم داستانی از دوستی و ایثار است.
his conto inspired many young writers.
داستان او الهام بخش بسیاری از نویسندگان جوان بود.
the conto was filled with vivid descriptions and emotions.
داستان پر از توصیفات زنده و احساسات بود.
they presented a conto that highlighted social issues.
آنها داستانی ارائه کردند که مسائل اجتماعی را برجسته میکرد.
conto corrente
حساب جاری
conto risparmio
حساب پسانداز
conto finale
حساب نهایی
conto dettagliato
حساب تفصیلی
conto annuale
حساب سالانه
conto spese
حساب هزینه
conto di pagamento
حساب پرداخت
conto intestato
حساب نامنویس
conto online
حساب آنلاین
conto fiscale
حساب مالیاتی
he gave me a conto of his experience in the industry.
او داستاني از تجربیاتش در صنعت به من گفت.
the artist's latest work is a conto of love and loss.
آخرین اثر هنرمند، داستانی از عشق و از دست دادن است.
in her speech, she shared a conto about her travels.
در سخنرانی خود، او داستانی در مورد سفرهايش به اشتراک گذاشت.
the book is a conto that explores human emotions.
این کتاب داستانی است که احساسات انسانی را بررسی میکند.
every conto he tells captivates the audience.
هر داستانی که او تعریف میکند، مخاطبان را مجذوب خود میکند.
she wrote a conto that reflects her childhood memories.
او داستانی نوشت که خاطرات دوران کودکیاش را منعکس میکند.
the film is a conto of friendship and sacrifice.
فیلم داستانی از دوستی و ایثار است.
his conto inspired many young writers.
داستان او الهام بخش بسیاری از نویسندگان جوان بود.
the conto was filled with vivid descriptions and emotions.
داستان پر از توصیفات زنده و احساسات بود.
they presented a conto that highlighted social issues.
آنها داستانی ارائه کردند که مسائل اجتماعی را برجسته میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید