conto

[ایالات متحده]/ˈkɒntəʊ/
[بریتانیا]/ˈkɑnˌtoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (پرتغالی) واحد پولی; (پرتغالی) واحد اندازه‌گیری بازار
Word Forms
جمعcontoes

عبارات و ترکیب‌ها

conto corrente

حساب جاری

conto risparmio

حساب پس‌انداز

conto finale

حساب نهایی

conto dettagliato

حساب تفصیلی

conto annuale

حساب سالانه

conto spese

حساب هزینه

conto di pagamento

حساب پرداخت

conto intestato

حساب نام‌نویس

conto online

حساب آنلاین

conto fiscale

حساب مالیاتی

جملات نمونه

he gave me a conto of his experience in the industry.

او داستاني از تجربیاتش در صنعت به من گفت.

the artist's latest work is a conto of love and loss.

آخرین اثر هنرمند، داستانی از عشق و از دست دادن است.

in her speech, she shared a conto about her travels.

در سخنرانی خود، او داستانی در مورد سفرهايش به اشتراک گذاشت.

the book is a conto that explores human emotions.

این کتاب داستانی است که احساسات انسانی را بررسی می‌کند.

every conto he tells captivates the audience.

هر داستانی که او تعریف می‌کند، مخاطبان را مجذوب خود می‌کند.

she wrote a conto that reflects her childhood memories.

او داستانی نوشت که خاطرات دوران کودکی‌اش را منعکس می‌کند.

the film is a conto of friendship and sacrifice.

فیلم داستانی از دوستی و ایثار است.

his conto inspired many young writers.

داستان او الهام بخش بسیاری از نویسندگان جوان بود.

the conto was filled with vivid descriptions and emotions.

داستان پر از توصیفات زنده و احساسات بود.

they presented a conto that highlighted social issues.

آنها داستانی ارائه کردند که مسائل اجتماعی را برجسته می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید