contortionist

[ایالات متحده]/kən'tɔːʃ(ə)nɪst/
[بریتانیا]/kən'tɔrʃənɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنرمندی ماهر در کنتورسیون.

جملات نمونه

Even though the arms of industrial robots can twist and turn like a contortionist, they have limitations.

با وجود اینکه بازوهای ربات‌های صنعتی می‌توانند مانند یک نمایش‌دهندهٔ بدن‌نما پیچ و تاب بخورند، آن‌ها محدودیت‌هایی دارند.

The contortionist twisted her body into a pretzel shape.

نمایش‌دهندهٔ بدن‌نما بدنش را به شکل حصیری پیچاند.

The contortionist amazed the audience with her flexibility.

نمایش‌دهندهٔ بدن‌نما با انعطاف‌پذیری‌اش تماشاگران را شگفت‌زده کرد.

The contortionist performed a jaw-dropping routine on stage.

نمایش‌دهندهٔ بدن‌نما یک برنامهٔ نفس‌گیر را روی صحنه اجرا کرد.

The contortionist can bend and twist her body in unbelievable ways.

نمایش‌دهندهٔ بدن‌نما می‌تواند بدنش را به روش‌های غیرقابل‌باور خم و پیچ دهد.

The contortionist's act requires years of practice and training.

اجرای نمایش‌دهندهٔ بدن‌نما نیازمند سال‌ها تمرین و آموزش است.

Audiences gasped in awe at the contortionist's performance.

تماشاگران با حیرت از اجرای نمایش‌دهندهٔ بدن‌نما نفَسی کشیدند.

The contortionist's body is incredibly flexible and agile.

بدن نمایش‌دهندهٔ بدن‌نما به‌طور غیرقابل‌باوری انعطاف‌پذیر و چابک است.

The contortionist's performance was a highlight of the circus show.

اجرای نمایش‌دهندهٔ بدن‌نما یکی از نقاط برجسته نمایش سیرک بود.

The contortionist's skill and precision were evident in every move.

مهارت و دقت نمایش‌دهندهٔ بدن‌نما در هر حرکت آشکار بود.

The contortionist contorted her body into impossible positions with ease.

نمایش‌دهندهٔ بدن‌نما با سهولت بدنش را به موقعیت‌های غیرممکن خم و پیچ داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید