contraventions

[ایالات متحده]/ˌkɔntrə'venʃən/
[بریتانیا]/ˌkɑntrəˈvɛnʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقض؛ تناقض.

عبارات و ترکیب‌ها

traffic contravention

نقض قوانین رانندگی

contractual contravention

نقض قرارداد

legal contravention

نقض قوانین

in contravention of

در نقض

جملات نمونه

the contravention of the law

نقض قانون

a contravention of human rights

نقض حقوق بشر

in contravention of the rules

در нарушение قوانین

avoid contravention of the policy

از نقض سیاست‌ها اجتناح کنید

the contravention of ethical standards

نقض استانداردهای اخلاقی

a serious contravention of safety regulations

نقض جدی مقررات ایمنی

face consequences for contravention

عواقب نقض را متحمل شوید

prevent contravention through education

از طریق آموزش از نقض جلوگیری کنید

report any contravention to the authorities

هرگونه نقض را به مقامات گزارش دهید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید