contredanse

[ایالات متحده]/ˈkɒntrɪdæns/
[بریتانیا]/ˈkɒntrɪdæns/

ترجمه

n. رقص یا آهنگ رقصی که در آن زوج‌ها رو به روی هم قرار می‌گیرند، معمولاً در سه تا چهار یا شش تا هشت ضرب
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

contredanse dance

رقص کنتردانسه

contredanse steps

گام‌های کنتردانسه

contredanse music

موسیقی کنتردانسه

contredanse partner

هم‌رقص کنتردانسه

contredanse style

سبک کنتردانسه

contredanse performance

اجرای کنتردانسه

contredanse tradition

آداب و رسوم کنتردانسه

contredanse circle

دایره کنتردانسه

contredanse festival

جشنواره کنتردانسه

contredanse event

برگزاری کنتردانسه

جملات نمونه

they enjoyed a lively contredanse at the festival.

آنها از یک رقص کندرنس پر جنب و جوش در جشنواره لذت بردند.

the contredanse is a traditional dance in many cultures.

رقص کندرنس یک رقص سنتی در بسیاری از فرهنگ ها است.

she learned the steps of the contredanse quickly.

او به سرعت مراحل رقص کندرنس را یاد گرفت.

contredanse can be performed in pairs or groups.

رقص کندرنس را می توان به صورت جفتی یا گروهی انجام داد.

at the party, they taught everyone how to contredanse.

در مهمانی، آنها به همه یاد دادند که چگونه رقص کندرنس انجام دهند.

the music for the contredanse was lively and upbeat.

موسیقی رقص کندرنس پر جنب و جوش و شاداب بود.

contredanse originated in france during the 18th century.

رقص کندرنس در قرن هجدهم در فرانسه ریشه گرفت.

he prefers the elegance of the contredanse over modern dances.

او ترجیح می دهد ظرافت رقص کندرنس را نسبت به رقص های مدرن.

they practiced the contredanse every weekend.

آنها هر آخر هفته رقص کندرنس تمرین می کردند.

contredanse is a great way to socialize and have fun.

رقص کندرنس راهی عالی برای معاشرت و خوش گذرانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید