controversiality

[ایالات متحده]/ˌkɒntrəˌvɜːsiˈælɪti/
[بریتانیا]/ˌkɑːntrəˌvɝːʃiˈælɪti/

ترجمه

n. کیفیتی یا حالتی از بحث‌برانگیز بودن؛ درجه‌ای که چیزی باعث اختلاف نظر یا بحث عمومی می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

high controversiality

اوج بحث‌برانگیزی

political controversiality

بحث‌برانگیزی سیاسی

growing controversiality

بحث‌برانگیزی رو به رشد

public controversiality

بحث‌برانگیزی عمومی

ongoing controversiality

بحث‌برانگیزی مداوم

media controversiality

بحث‌برانگیزی رسانه‌ای

social controversiality

بحث‌برانگیزی اجتماعی

controversiality increases

بحث‌برانگیزی افزایش می‌یابد

جملات نمونه

the controversiality of the policy sparked heated debate across the country.

بحث‌های داغی در سراسر کشور در مورد بحث‌برانگیز بودن این سیاست به وجود آورد.

analysts questioned the controversiality of the proposal during the committee hearing.

تحلیلگران در جریان جلسه کمیته، درباره بحث‌برانگیز بودن پیشنهاد سؤالاتی مطرح کردند.

the report assessed the controversiality of the decision before publication.

گزارش قبل از انتشار، بحث‌برانگیز بودن تصمیم را ارزیابی کرد.

they tried to reduce the controversiality of the announcement with clearer wording.

آنها با استفاده از لحن واضح‌تر سعی کردند بحث‌برانگیز بودن اعلامیه را کاهش دهند.

the controversiality of the film overshadowed its artistic achievements.

بحث‌برانگیز بودن فیلم، دستاوردهای هنری آن را تحت‌الشعاع قرار داد.

public opinion amplified the controversiality of the incident overnight.

نظر افکار عمومی، بحث‌برانگیز بودن حادثه را در طول شب تشدید کرد.

journalists highlighted the controversiality of the appointment in their headlines.

روزنامه‌نگاران بحث‌برانگیز بودن انتصاب را در تیترهای خود برجسته کردند.

the controversiality of the statement triggered a wave of online criticism.

بحث‌برانگیز بودن این بیانیه، موجی از انتقادهای آنلاین را به وجود آورد.

researchers measured the controversiality of the topic using survey data.

محققان با استفاده از داده‌های نظرسنجی، بحث‌برانگیز بودن این موضوع را اندازه‌گیری کردند.

the controversiality of the rule change divided the fan community.

بحث‌برانگیز بودن تغییر قوانین، جامعه طرفداران را به دو دسته تقسیم کرد.

lawmakers acknowledged the controversiality of the bill but pushed it forward.

مقامات قانون‌گذار اذعان داشتند که این لایحه بحث‌برانگیز است، اما آن را به پیش بردند.

the company underestimated the controversiality of the merger and faced backlash.

شرکت، بحث‌برانگیز بودن ادغام را دست‌کم گرفت و با واکنش منفی روبرو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید