contumacious

[ایالات متحده]/ˌkɒntjʊˈmeɪʃəs/
[بریتانیا]/ˌkɑːn.təˈmeɪ.ʃəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عدم اطاعت از مقامات؛ شورشی در برابر احکام دادگاه

عبارات و ترکیب‌ها

contumacious behavior

رفتار مغرورانه

contumacious attitude

حالت مغرورانه

contumacious defendant

خوانده مغرور

contumacious witness

شهادت دهنده مغرور

contumacious conduct

رفتار مغرورانه

contumacious response

پاسخ مغرورانه

contumacious party

طرف مغرور

contumacious remarks

اظهارات مغرورانه

contumacious individual

فرد مغرور

contumacious actions

اقدامات مغرورانه

جملات نمونه

the contumacious student refused to follow the teacher's instructions.

دانش‌آموز نافرمانگرا از پیروی از دستورالعمل‌های معلم امتناع کرد.

her contumacious attitude during the meeting frustrated everyone.

حضور نافرمانگراانه او در جلسه باعث ناامیدی همه شد.

the contumacious defendant ignored the court's orders.

متهم نافرمانگرا دستورات دادگاه را نادیده گرفت.

despite warnings, his contumacious behavior continued.

با وجود هشدارهای داده شده، رفتار نافرمانگراانه او ادامه یافت.

the contumacious child refused to do his homework.

کودک نافرمانگرا از انجام تکالیف خود امتناع کرد.

her contumacious nature often led to conflicts with her peers.

طبع نافرمانگراانه او اغلب منجر به درگیری با همسالانش می‌شد.

the government faced challenges from contumacious citizens.

دولت با چالش‌هایی از سوی شهروندان نافرمانگرا روبرو شد.

his contumacious remarks during the discussion were unwelcome.

اظهارات نافرمانگراانه او در طول بحث ناخوشایند بود.

the contumacious employee was warned about his conduct.

کارمند نافرمانگرا در مورد رفتار خود مورد اخطار قرار گرفت.

contumacious individuals often resist authority.

افراد نافرمانگرا اغلب در برابر قدرت مقاومت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید