convenien

[ایالات متحده]/kənˈviːniənt/
[بریتانیا]/kənˈviːniənt/

ترجمه

adj. ساده کاربردی؛ که خیلی مشکل نمی‌کند
n. حالت سهولت یا راحتی؛ چیزی راحت
adv. به روشی راحت
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

convenience store

دستگاه فروشگاهی

convenient time

زمان مناسب

convenient location

محل مناسب

for convenience

برای راحتی

convenient way

راه مناسب

most convenient

راحت‌ترین

convenient method

روش مناسب

convenient for

مناسب برای

conveniently located

به‌طور مناسب قرار گرفته

at your convenience

در زمان مناسب شما

جملات نمونه

there is a convenience store on the corner of this street.

در گوشه این خیابان یک فروشگاه نزدیک وجود دارد.

please let me know a convenient time for our meeting.

لطفاً یک زمان مناسب برای جلسه ما را به من گوگو دهید.

this hotel has a very convenient location near the subway.

این هتل در نزدیکی مترو موقعیت بسیار مناسبی دارد.

is this method convenient for you?

این روش برای شما مناسب است؟

the online payment system is very convenient.

سیستم پرداخت آنلاین بسیار مناسب است.

we should find a more convenient way to communicate.

ما باید روشی مناسب تر برای ارتباط پیدا کنیم.

this app provides a convenient service for booking tickets.

این اپلیکیشن یک خدمات مناسب برای رزرو بلیط ارائه می دهد.

the bus stop is in a convenient place.

ایستگاه اتوبوس در یک جای مناسب است.

i need to find a convenient parking spot.

من باید یک جای پارکینگ مناسب پیدا کنم.

this schedule is more convenient for my family.

این برنامه برای خانواده من مناسب تر است.

the new software offers a convenient option for data management.

نرم افزار جدید یک گزینه مناسب برای مدیریت داده ارائه می دهد.

this route provides convenient access to the city center.

این مسیر دسترسی مناسبی به مرکز شهر فراهم می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید