conventioneer badge
کارت نام شناس
conventioneer registration
ثبت نام کنوانسیون
conventioneer networking
شبکهسازی کنوانسیون
conventioneer experience
تجربه کنوانسیون
conventioneer services
خدمات کنوانسیون
conventioneer guide
راهنمای کنوانسیون
conventioneer lounge
فضای استراحت کنوانسیون
conventioneer feedback
بازخورد کنوانسیون
conventioneer accommodation
اقامت کنوانسیون
conventioneer program
برنامه کنوانسیون
the conventioneer enjoyed networking with industry leaders.
شرکتکننده از شبکهسازی با رهبران صنعت لذت برد.
as a conventioneer, she attended several workshops during the conference.
همانطور که یک شرکتکننده، او در طول کنفرانس در چندین کارگاه شرکت کرد.
the conventioneer received a welcome kit upon arrival.
با ورود، یک بسته خوشآمدگویی به شرکتکننده اهدا شد.
many conventioneers expressed interest in the new technology showcased.
بسیاری از شرکتکنندگان علاقه خود را به فناوری جدید ارائه شده نشان دادند.
the conventioneer participated in a panel discussion about innovation.
شرکتکننده در یک بحث گروهی در مورد نوآوری شرکت کرد.
networking events are essential for a conventioneer's success.
برگزاری رویدادهای شبکهسازی برای موفقیت یک شرکتکننده ضروری است.
the conventioneer took notes during the keynote speech.
شرکتکننده در طول سخنرانی کلیدی یادداشتبرداری کرد.
each conventioneer received a badge for identification.
هر شرکتکننده برای شناسایی یک کارت دریافت کرد.
the conventioneer was excited to meet fellow attendees.
شرکتکننده از ملاقات با سایر شرکتکنندگان هیجانزده بود.
feedback from conventioneers helps improve future events.
بازخورد از شرکتکنندگان به بهبود رویدادهای آینده کمک میکند.
conventioneer badge
کارت نام شناس
conventioneer registration
ثبت نام کنوانسیون
conventioneer networking
شبکهسازی کنوانسیون
conventioneer experience
تجربه کنوانسیون
conventioneer services
خدمات کنوانسیون
conventioneer guide
راهنمای کنوانسیون
conventioneer lounge
فضای استراحت کنوانسیون
conventioneer feedback
بازخورد کنوانسیون
conventioneer accommodation
اقامت کنوانسیون
conventioneer program
برنامه کنوانسیون
the conventioneer enjoyed networking with industry leaders.
شرکتکننده از شبکهسازی با رهبران صنعت لذت برد.
as a conventioneer, she attended several workshops during the conference.
همانطور که یک شرکتکننده، او در طول کنفرانس در چندین کارگاه شرکت کرد.
the conventioneer received a welcome kit upon arrival.
با ورود، یک بسته خوشآمدگویی به شرکتکننده اهدا شد.
many conventioneers expressed interest in the new technology showcased.
بسیاری از شرکتکنندگان علاقه خود را به فناوری جدید ارائه شده نشان دادند.
the conventioneer participated in a panel discussion about innovation.
شرکتکننده در یک بحث گروهی در مورد نوآوری شرکت کرد.
networking events are essential for a conventioneer's success.
برگزاری رویدادهای شبکهسازی برای موفقیت یک شرکتکننده ضروری است.
the conventioneer took notes during the keynote speech.
شرکتکننده در طول سخنرانی کلیدی یادداشتبرداری کرد.
each conventioneer received a badge for identification.
هر شرکتکننده برای شناسایی یک کارت دریافت کرد.
the conventioneer was excited to meet fellow attendees.
شرکتکننده از ملاقات با سایر شرکتکنندگان هیجانزده بود.
feedback from conventioneers helps improve future events.
بازخورد از شرکتکنندگان به بهبود رویدادهای آینده کمک میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید