convoked

[ایالات متحده]/kənˈvəʊkt/
[بریتانیا]/kənˈvoʊkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فراخوانده یا جمع آوری شده (یک جلسه)

عبارات و ترکیب‌ها

convoked meeting

جلسه احضار شده

convoked session

جلسه احضار شده

convoked assembly

مجلس احضار شده

convoked conference

کنفرانس احضار شده

convoked gathering

همایش احضار شده

convoked council

شورای احضار شده

convoked forum

انجمن احضار شده

convoked tribunal

دادگاه احضار شده

convoked discussion

بحث و گفتگو احضار شده

convoked review

بررسی احضار شده

جملات نمونه

the committee was convoked to discuss the new policy.

کمیته برای بحث در مورد سیاست جدید فراخوان شد.

she convoked a meeting to address the urgent issues.

او جلسه‌ای را برای رسیدگی به مسائل فوری برگزار کرد.

the president convoked a special session of congress.

رئیس جمهور یک جلسه ویژه کنگره را فراخواند.

he convoked all the stakeholders for a discussion.

او همه ذینفعان را برای بحث فراخواند.

the board was convoked to review the financial reports.

هیئت مدیره برای بررسی گزارش‌های مالی فراخوان شد.

they convoked an emergency meeting after the incident.

آنها پس از حادثه یک جلسه اضطراری برگزار کردند.

the council was convoked at the request of the mayor.

شورای شهر به درخواست شهردار فراخوان شد.

she convoked a conference to share the latest research findings.

او کنفرانس برگزار کرد تا آخرین یافته‌های تحقیقاتی را به اشتراک بگذارد.

the organization convoked a rally to raise awareness.

سازمان یک گردهمایی را برای افزایش آگاهی برگزار کرد.

they convoked a panel of experts to provide insights.

آنها گروهی از کارشناسان را برای ارائه بینش فراخواندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید