she cooed softly
او به آرامی غنغنه کرد
he cooed gently
او به ملایمت غنغنه کرد
baby cooed happily
نوزاد با خوشحالی غنغنه کرد
they cooed sweetly
آنها به شیرینی غنغنه کردند
she cooed affectionately
او با محبت غنغنه کرد
he cooed softly
او به آرامی غنغنه کرد
baby cooed softly
نوزاد به آرامی غنغنه کرد
she cooed gently
او به ملایمت غنغنه کرد
they cooed together
آنها با هم غنغنه کردند
he cooed sweetly
او به شیرینی غنغنه کرد
the baby cooed softly in her crib.
نوزاد به آرامی در گهوارهاش غلغله کرد.
she cooed sweet nothings into his ear.
او حرفهای عاشقانه را در گوش او زمزمه کرد.
the dove cooed gently as it perched on the branch.
کبوتر به آرامی در حالی که روی شاخه نشسته بود، غلغله کرد.
he cooed to the kitten, trying to calm it down.
او به توله گربه غلغله کرد و سعی کرد آن را آرام کند.
the children cooed with delight at the puppy.
کودکان با خوشحالی به توله سگ غلغله کردند.
she cooed affectionately as she held the baby.
او با محبت غلغله کرد در حالی که نوزاد را در آغوش گرفته بود.
the mother bird cooed to her chicks.
مادر پرنده به جوجههایش غلغله کرد.
he cooed softly, trying to soothe her worries.
او به آرامی غلغله کرد و سعی کرد نگرانیهای او را تسکین دهد.
the couple cooed at each other in the park.
زوج در پارک به یکدیگر غلغله کردند.
the toddler cooed happily while playing with toys.
کودک نوپا در حالی که با اسباببازی بازی میکرد، با خوشحالی غلغله کرد.
she cooed softly
او به آرامی غنغنه کرد
he cooed gently
او به ملایمت غنغنه کرد
baby cooed happily
نوزاد با خوشحالی غنغنه کرد
they cooed sweetly
آنها به شیرینی غنغنه کردند
she cooed affectionately
او با محبت غنغنه کرد
he cooed softly
او به آرامی غنغنه کرد
baby cooed softly
نوزاد به آرامی غنغنه کرد
she cooed gently
او به ملایمت غنغنه کرد
they cooed together
آنها با هم غنغنه کردند
he cooed sweetly
او به شیرینی غنغنه کرد
the baby cooed softly in her crib.
نوزاد به آرامی در گهوارهاش غلغله کرد.
she cooed sweet nothings into his ear.
او حرفهای عاشقانه را در گوش او زمزمه کرد.
the dove cooed gently as it perched on the branch.
کبوتر به آرامی در حالی که روی شاخه نشسته بود، غلغله کرد.
he cooed to the kitten, trying to calm it down.
او به توله گربه غلغله کرد و سعی کرد آن را آرام کند.
the children cooed with delight at the puppy.
کودکان با خوشحالی به توله سگ غلغله کردند.
she cooed affectionately as she held the baby.
او با محبت غلغله کرد در حالی که نوزاد را در آغوش گرفته بود.
the mother bird cooed to her chicks.
مادر پرنده به جوجههایش غلغله کرد.
he cooed softly, trying to soothe her worries.
او به آرامی غلغله کرد و سعی کرد نگرانیهای او را تسکین دهد.
the couple cooed at each other in the park.
زوج در پارک به یکدیگر غلغله کردند.
the toddler cooed happily while playing with toys.
کودک نوپا در حالی که با اسباببازی بازی میکرد، با خوشحالی غلغله کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید