gurgled

[ایالات متحده]/ˈɡɜːɡəld/
[بریتانیا]/ˈɡɜrɡəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته gurgle

عبارات و ترکیب‌ها

gurgled water

آب حباب‌دار

gurgled laughter

خنده حباب‌دار

gurgled sound

صدای حباب‌دار

gurgled stomach

احساس فورفور معده

gurgled noise

صدای فورفور

gurgled reply

پاسخ حباب‌دار

gurgled message

پیام حباب‌دار

gurgled voice

صدای حباب‌دار

gurgled drink

نوشیدنی حباب‌دار

gurgled expression

عبارت حباب‌دار

جملات نمونه

the baby gurgled happily in her crib.

نوزاد با خوشحالی در گهواره‌اش غلغله می‌کرد.

the stream gurgled as it flowed over the rocks.

جریان آب در حالی که روی سنگ‌ها جریان داشت، غلغله می‌کرد.

he gurgled his drink before swallowing.

او قبل از بلعیدن، نوشیدنی‌اش را غلغله کرد.

the toddler gurgled with laughter at the funny clown.

کودک خردسال با خنده به سیرک باز بامزه، غلغله می‌کرد.

the sound of the gurgled water was soothing.

صدای آب غلغله‌دار آرامش‌بخش بود.

she gurgled her excitement when she saw the puppy.

وقتی توله سگ را دید، هیجان خود را غلغله کرد.

the coffee machine gurgled as it brewed.

دستگاه قهوه ساز در حین دم کشیدن غلغله می‌کرد.

he gurgled a few words before falling asleep.

او قبل از به خواب رفتن چند کلمه غلغله کرد.

the fountain gurgled softly in the garden.

در باغ، فواره به آرامی غلغله می‌کرد.

the child gurgled with joy as he played.

در حالی که بازی می‌کرد، کودک با خوشحالی غلغله می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید