copped a plea
قبول گناه کرد
copped out
ترک کرد، پا پس کشید
copped it
مجازات شد
copped a feel
احساس گرفت
copped a ride
سوار شد
copped a look
نگاه کرد
copped a break
استراحت کرد
copped some heat
مشکل به وجود آورد
copped the goods
کالاها را به دست آورد
copped a buzz
هیجان گرفت
he copped a new car last week.
او هفته گذشته یک ماشین جدید خرید.
she copped an attitude when i asked her to help.
وقتی از او خواستم کمک کند، او با رفتاری خاص واکنش نشان داد.
the thief copped a plea to reduce his sentence.
سارق برای کاهش مجازات خود، به گناه اعتراف کرد.
they copped the championship title this year.
آنها امسال قهرمان شدند.
he copped some great advice from his mentor.
او از مربی خود نصیحتهای خوبی گرفت.
she copped a cold after being out in the rain.
بعد از اینکه در باران بیرون بود، او سرما خورد.
he copped a feel during the dance.
او در طول رقص احساس خوبی داشت.
they copped a glimpse of the celebrity at the event.
آنها نگاهی گذرا به سلبریتی در آن رویداد انداختند.
she copped a break when she got the job offer.
وقتی پیشنهاد شغلی دریافت کرد، برای او یک فرصت پیش آمد.
he copped a ticket for speeding.
او به دلیل سرعت زیاد جریمه شد.
copped a plea
قبول گناه کرد
copped out
ترک کرد، پا پس کشید
copped it
مجازات شد
copped a feel
احساس گرفت
copped a ride
سوار شد
copped a look
نگاه کرد
copped a break
استراحت کرد
copped some heat
مشکل به وجود آورد
copped the goods
کالاها را به دست آورد
copped a buzz
هیجان گرفت
he copped a new car last week.
او هفته گذشته یک ماشین جدید خرید.
she copped an attitude when i asked her to help.
وقتی از او خواستم کمک کند، او با رفتاری خاص واکنش نشان داد.
the thief copped a plea to reduce his sentence.
سارق برای کاهش مجازات خود، به گناه اعتراف کرد.
they copped the championship title this year.
آنها امسال قهرمان شدند.
he copped some great advice from his mentor.
او از مربی خود نصیحتهای خوبی گرفت.
she copped a cold after being out in the rain.
بعد از اینکه در باران بیرون بود، او سرما خورد.
he copped a feel during the dance.
او در طول رقص احساس خوبی داشت.
they copped a glimpse of the celebrity at the event.
آنها نگاهی گذرا به سلبریتی در آن رویداد انداختند.
she copped a break when she got the job offer.
وقتی پیشنهاد شغلی دریافت کرد، برای او یک فرصت پیش آمد.
he copped a ticket for speeding.
او به دلیل سرعت زیاد جریمه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید