copper-colored hair
موهای رنگ مسی
copper-colored leaves
برگهای رنگ مسی
copper-colored sky
آسمان رنگ مسی
copper-colored dress
لباس رنگ مسی
copper-colored walls
دیوارهای رنگ مسی
copper-colored glow
تابش رنگ مسی
copper-colored fields
زمینهای رنگ مسی
copper-colored sunset
غروب خورشید رنگ مسی
copper-colored curtains
پردههای رنگ مسی
her hair was a beautiful copper-colored cascade down her back.
موهای او یک آبشار زیبا به رنگ مسی بودند که در امتداد پشتش قرار داشتند.
the autumn leaves were a vibrant copper-colored hue.
برگهای پاییزی رنگی زنده به رنگ مسی داشتند.
he wore a copper-colored belt that complemented his jeans.
او یک کمربند به رنگ مسی پوشید که با شلوارهای جینش همخوانی داشت.
the sunset cast a copper-colored glow over the mountains.
غروب خورشید بر روی کوهها درخششی به رنگ مسی انداخت.
the antique teapot had a lovely copper-colored patina.
کتری قدیمی یک لکه مسی زیبا داشت.
she admired the copper-colored accents in the living room.
او تزئینات به رنگ مسی را در اتاق نشیمن تحسین کرد.
the artist used copper-colored paint to create a warm effect.
هنرمند از رنگ مسی برای ایجاد جلوهای گرم استفاده کرد.
the copper-colored statue stood proudly in the park.
مجسمه به رنگ مسی با افتخار در پارک ایستاده بود.
the kitchen featured copper-colored cookware hanging above the stove.
آشپزخانه شامل لوازم آشپزی به رنگ مسی آویزان شده بالای اجاق گاز بود.
the dog's fur was a rich, copper-colored shade.
پوش موی سگ یک سایه غنی و به رنگ مسی داشت.
she chose a copper-colored dress for the evening event.
او یک لباس به رنگ مسی برای رویداد شبانه انتخاب کرد.
copper-colored hair
موهای رنگ مسی
copper-colored leaves
برگهای رنگ مسی
copper-colored sky
آسمان رنگ مسی
copper-colored dress
لباس رنگ مسی
copper-colored walls
دیوارهای رنگ مسی
copper-colored glow
تابش رنگ مسی
copper-colored fields
زمینهای رنگ مسی
copper-colored sunset
غروب خورشید رنگ مسی
copper-colored curtains
پردههای رنگ مسی
her hair was a beautiful copper-colored cascade down her back.
موهای او یک آبشار زیبا به رنگ مسی بودند که در امتداد پشتش قرار داشتند.
the autumn leaves were a vibrant copper-colored hue.
برگهای پاییزی رنگی زنده به رنگ مسی داشتند.
he wore a copper-colored belt that complemented his jeans.
او یک کمربند به رنگ مسی پوشید که با شلوارهای جینش همخوانی داشت.
the sunset cast a copper-colored glow over the mountains.
غروب خورشید بر روی کوهها درخششی به رنگ مسی انداخت.
the antique teapot had a lovely copper-colored patina.
کتری قدیمی یک لکه مسی زیبا داشت.
she admired the copper-colored accents in the living room.
او تزئینات به رنگ مسی را در اتاق نشیمن تحسین کرد.
the artist used copper-colored paint to create a warm effect.
هنرمند از رنگ مسی برای ایجاد جلوهای گرم استفاده کرد.
the copper-colored statue stood proudly in the park.
مجسمه به رنگ مسی با افتخار در پارک ایستاده بود.
the kitchen featured copper-colored cookware hanging above the stove.
آشپزخانه شامل لوازم آشپزی به رنگ مسی آویزان شده بالای اجاق گاز بود.
the dog's fur was a rich, copper-colored shade.
پوش موی سگ یک سایه غنی و به رنگ مسی داشت.
she chose a copper-colored dress for the evening event.
او یک لباس به رنگ مسی برای رویداد شبانه انتخاب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید