coquetted

[ایالات متحده]/kəʊˈkɛtɪd/
[بریتانیا]/koʊˈkɛtɪd/

ترجمه

v. (از یک زن) لوندی کردن یا به طرز معصومانه عمل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

coquetted with

با عشوه رفتار کرد

coquetted around

با عشوه در اطراف رفتار کرد

coquetted playfully

با عشوه بازیگوشانه رفتار کرد

coquetted subtly

با عشوه به طور ظریف رفتار کرد

coquetted excessively

با عشوه به طور بیش از حد رفتار کرد

coquetted charmingly

با عشوه جذاب رفتار کرد

coquetted lightly

با عشوه به آرامی رفتار کرد

coquetted flirtatiously

با عشوه اغوا کننده رفتار کرد

coquetted coyly

با عشوه خجالتی رفتار کرد

coquetted sweetly

با عشوه به طور شیرین رفتار کرد

جملات نمونه

she coquetted with him at the party.

او با او در مهمانی لاس می‌رفت.

he couldn't resist her coquetted smile.

او نمی‌توانست در برابر لبخند اغواکننده‌اش مقاومت کند.

the actress coquetted with the audience during her performance.

بازیگر در طول اجرا با تماشاچیان لاس می‌رفت.

they often coquetted with each other in class.

آنها اغلب در کلاس با یکدیگر لاس می‌رفتند.

she coquetted playfully, making everyone laugh.

او به طور بازیگانه لاس می‌رفت و باعث می‌شد همه بخندند.

he enjoyed how she coquetted with him over dinner.

او از اینکه او در طول شام با او لاس می‌رفت لذت می‌برد.

at the gala, she coquetted with several admirers.

در مهمانی شام، او با چندین خواستگار لاس می‌رفت.

she has a way of coquetted that draws people in.

او روشی برای لاس رفتن دارد که مردم را جذب می‌کند.

his heart raced whenever she coquetted with him.

هر زمان که او با او لاس می‌رفت، قلبش تند می‌زد.

they coquetted under the stars, lost in the moment.

آنها زیر نور ستارگان لاس می‌رفتند و در لحظه غرق می‌شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید