coquetted with
با عشوه رفتار کرد
coquetted around
با عشوه در اطراف رفتار کرد
coquetted playfully
با عشوه بازیگوشانه رفتار کرد
coquetted subtly
با عشوه به طور ظریف رفتار کرد
coquetted excessively
با عشوه به طور بیش از حد رفتار کرد
coquetted charmingly
با عشوه جذاب رفتار کرد
coquetted lightly
با عشوه به آرامی رفتار کرد
coquetted flirtatiously
با عشوه اغوا کننده رفتار کرد
coquetted coyly
با عشوه خجالتی رفتار کرد
coquetted sweetly
با عشوه به طور شیرین رفتار کرد
she coquetted with him at the party.
او با او در مهمانی لاس میرفت.
he couldn't resist her coquetted smile.
او نمیتوانست در برابر لبخند اغواکنندهاش مقاومت کند.
the actress coquetted with the audience during her performance.
بازیگر در طول اجرا با تماشاچیان لاس میرفت.
they often coquetted with each other in class.
آنها اغلب در کلاس با یکدیگر لاس میرفتند.
she coquetted playfully, making everyone laugh.
او به طور بازیگانه لاس میرفت و باعث میشد همه بخندند.
he enjoyed how she coquetted with him over dinner.
او از اینکه او در طول شام با او لاس میرفت لذت میبرد.
at the gala, she coquetted with several admirers.
در مهمانی شام، او با چندین خواستگار لاس میرفت.
she has a way of coquetted that draws people in.
او روشی برای لاس رفتن دارد که مردم را جذب میکند.
his heart raced whenever she coquetted with him.
هر زمان که او با او لاس میرفت، قلبش تند میزد.
they coquetted under the stars, lost in the moment.
آنها زیر نور ستارگان لاس میرفتند و در لحظه غرق میشدند.
coquetted with
با عشوه رفتار کرد
coquetted around
با عشوه در اطراف رفتار کرد
coquetted playfully
با عشوه بازیگوشانه رفتار کرد
coquetted subtly
با عشوه به طور ظریف رفتار کرد
coquetted excessively
با عشوه به طور بیش از حد رفتار کرد
coquetted charmingly
با عشوه جذاب رفتار کرد
coquetted lightly
با عشوه به آرامی رفتار کرد
coquetted flirtatiously
با عشوه اغوا کننده رفتار کرد
coquetted coyly
با عشوه خجالتی رفتار کرد
coquetted sweetly
با عشوه به طور شیرین رفتار کرد
she coquetted with him at the party.
او با او در مهمانی لاس میرفت.
he couldn't resist her coquetted smile.
او نمیتوانست در برابر لبخند اغواکنندهاش مقاومت کند.
the actress coquetted with the audience during her performance.
بازیگر در طول اجرا با تماشاچیان لاس میرفت.
they often coquetted with each other in class.
آنها اغلب در کلاس با یکدیگر لاس میرفتند.
she coquetted playfully, making everyone laugh.
او به طور بازیگانه لاس میرفت و باعث میشد همه بخندند.
he enjoyed how she coquetted with him over dinner.
او از اینکه او در طول شام با او لاس میرفت لذت میبرد.
at the gala, she coquetted with several admirers.
در مهمانی شام، او با چندین خواستگار لاس میرفت.
she has a way of coquetted that draws people in.
او روشی برای لاس رفتن دارد که مردم را جذب میکند.
his heart raced whenever she coquetted with him.
هر زمان که او با او لاس میرفت، قلبش تند میزد.
they coquetted under the stars, lost in the moment.
آنها زیر نور ستارگان لاس میرفتند و در لحظه غرق میشدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید