romanced by
شیفته
romanced her
او را شیفته خود کرد
romanced him
او را شیفته خود کرد
romanced again
باز هم شیفته شد
romanced the night
شب را شیفته خود کرد
romanced in style
به شیوهای شیفتهکننده
romanced their hearts
قلبهایشان را شیفته کرد
romanced the idea
ایده را شیفته خود کرد
romanced with words
با کلمات شیفته کرد
romanced through music
از طریق موسیقی شیفته کرد
he always romanced her with beautiful flowers.
او همیشه او را با گلهای زیبا اغوا میکرد.
they romanced under the stars every night.
آنها هر شب زیر نور ستارگان اغوا میشدند.
she was romanced by the idea of traveling the world.
او با این فکر که دنیا را سفر کند اغوا شد.
he romanced her with sweet words and gestures.
او او را با کلمات و حرکات محبتآمیز اغوا میکرد.
they romanced each other with candlelit dinners.
آنها شامهای روشن شده با شمع را برای اغوا کردن یکدیگر انجام میدادند.
she felt romanced by the charming stories he told.
او با داستانهای جذاب او اغوا شده احساس میکرد.
he romanced her with a surprise weekend getaway.
او آخر هفتهای را به طور غیرمنتظره برای اغوا کردن او ترتیب داد.
they romanced during their long walks in the park.
آنها در طول پیادهرویهای طولانی در پارک اغوا میشدند.
she was romanced by the beauty of the sunset.
او با زیبایی غروب خورشید اغوا شد.
he romanced her with heartfelt letters.
او با نامههای پر از احساس او را اغوا میکرد.
romanced by
شیفته
romanced her
او را شیفته خود کرد
romanced him
او را شیفته خود کرد
romanced again
باز هم شیفته شد
romanced the night
شب را شیفته خود کرد
romanced in style
به شیوهای شیفتهکننده
romanced their hearts
قلبهایشان را شیفته کرد
romanced the idea
ایده را شیفته خود کرد
romanced with words
با کلمات شیفته کرد
romanced through music
از طریق موسیقی شیفته کرد
he always romanced her with beautiful flowers.
او همیشه او را با گلهای زیبا اغوا میکرد.
they romanced under the stars every night.
آنها هر شب زیر نور ستارگان اغوا میشدند.
she was romanced by the idea of traveling the world.
او با این فکر که دنیا را سفر کند اغوا شد.
he romanced her with sweet words and gestures.
او او را با کلمات و حرکات محبتآمیز اغوا میکرد.
they romanced each other with candlelit dinners.
آنها شامهای روشن شده با شمع را برای اغوا کردن یکدیگر انجام میدادند.
she felt romanced by the charming stories he told.
او با داستانهای جذاب او اغوا شده احساس میکرد.
he romanced her with a surprise weekend getaway.
او آخر هفتهای را به طور غیرمنتظره برای اغوا کردن او ترتیب داد.
they romanced during their long walks in the park.
آنها در طول پیادهرویهای طولانی در پارک اغوا میشدند.
she was romanced by the beauty of the sunset.
او با زیبایی غروب خورشید اغوا شد.
he romanced her with heartfelt letters.
او با نامههای پر از احساس او را اغوا میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید