romanced

[ایالات متحده]/rəʊˈmænzd/
[بریتانیا]/roʊˈmænzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته فعل رمانس، وارد شدن در یک رابطه عاشقانه
n. یک روایت شامل عشق یا ماجراجویی

عبارات و ترکیب‌ها

romanced by

شیفته

romanced her

او را شیفته خود کرد

romanced him

او را شیفته خود کرد

romanced again

باز هم شیفته شد

romanced the night

شب را شیفته خود کرد

romanced in style

به شیوه‌ای شیفته‌کننده

romanced their hearts

قلب‌هایشان را شیفته کرد

romanced the idea

ایده را شیفته خود کرد

romanced with words

با کلمات شیفته کرد

romanced through music

از طریق موسیقی شیفته کرد

جملات نمونه

he always romanced her with beautiful flowers.

او همیشه او را با گل‌های زیبا اغوا می‌کرد.

they romanced under the stars every night.

آنها هر شب زیر نور ستارگان اغوا می‌شدند.

she was romanced by the idea of traveling the world.

او با این فکر که دنیا را سفر کند اغوا شد.

he romanced her with sweet words and gestures.

او او را با کلمات و حرکات محبت‌آمیز اغوا می‌کرد.

they romanced each other with candlelit dinners.

آنها شام‌های روشن شده با شمع را برای اغوا کردن یکدیگر انجام می‌دادند.

she felt romanced by the charming stories he told.

او با داستان‌های جذاب او اغوا شده احساس می‌کرد.

he romanced her with a surprise weekend getaway.

او آخر هفته‌ای را به طور غیرمنتظره برای اغوا کردن او ترتیب داد.

they romanced during their long walks in the park.

آنها در طول پیاده‌روی‌های طولانی در پارک اغوا می‌شدند.

she was romanced by the beauty of the sunset.

او با زیبایی غروب خورشید اغوا شد.

he romanced her with heartfelt letters.

او با نامه‌های پر از احساس او را اغوا می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید