cordoning

[ایالات متحده]/ˈkɔː.dən.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɔːr.dən.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای محاصره یا احاطه کردن یک منطقه با یک مانع

عبارات و ترکیب‌ها

cordoning off

ایجاد حصار

cordoning area

ایجاد حصار در منطقه

cordoning zone

ایجاد حصار در منطقه

cordoning measures

ایجاد حصار و اقدامات احتیاطی

cordoning traffic

ایجاد حصار برای ترافیک

cordoning perimeter

ایجاد حصار در محدوده

cordoning operations

ایجاد حصار در عملیات

cordoning procedure

ایجاد حصار و روش

cordoning lines

ایجاد حصار و خطوط

cordoning access

ایجاد حصار برای دسترسی

جملات نمونه

the police are cordoning off the area for investigation.

پلیس در حال ایجاد حصار در اطراف منطقه برای تحقیقات است.

cordoning off the site was necessary for public safety.

ایجاد حصار در اطراف محل برای ایمنی عمومی ضروری بود.

they are cordoning the building due to a gas leak.

آنها در حال ایجاد حصار در اطراف ساختمان به دلیل نشت گاز هستند.

cordoning off the crime scene is standard procedure.

ایجاد حصار در اطراف صحنه جرم یک روش استاندارد است.

the firefighters are cordoning off the fire zone.

آتش نشانان در حال ایجاد حصار در اطراف منطقه آتش سوزی هستند.

authorities decided to start cordoning the affected neighborhoods.

مقامات تصمیم گرفتند حصارکشی در محله های آسیب دیده را آغاز کنند.

they were cordoning the area to prevent further accidents.

آنها در حال ایجاد حصار در اطراف منطقه برای جلوگیری از حوادث بیشتر بودند.

cordoning off the park helped control the crowd.

ایجاد حصار در اطراف پارک به کنترل جمعیت کمک کرد.

the military is cordoning off the border area.

ارتش در حال ایجاد حصار در اطراف منطقه مرزی است.

after the explosion, they began cordoning the vicinity.

پس از انفجار، آنها حصارکشی در اطراف محل را آغاز کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید