cordoning off
ایجاد حصار
cordoning area
ایجاد حصار در منطقه
cordoning zone
ایجاد حصار در منطقه
cordoning measures
ایجاد حصار و اقدامات احتیاطی
cordoning traffic
ایجاد حصار برای ترافیک
cordoning perimeter
ایجاد حصار در محدوده
cordoning operations
ایجاد حصار در عملیات
cordoning procedure
ایجاد حصار و روش
cordoning lines
ایجاد حصار و خطوط
cordoning access
ایجاد حصار برای دسترسی
the police are cordoning off the area for investigation.
پلیس در حال ایجاد حصار در اطراف منطقه برای تحقیقات است.
cordoning off the site was necessary for public safety.
ایجاد حصار در اطراف محل برای ایمنی عمومی ضروری بود.
they are cordoning the building due to a gas leak.
آنها در حال ایجاد حصار در اطراف ساختمان به دلیل نشت گاز هستند.
cordoning off the crime scene is standard procedure.
ایجاد حصار در اطراف صحنه جرم یک روش استاندارد است.
the firefighters are cordoning off the fire zone.
آتش نشانان در حال ایجاد حصار در اطراف منطقه آتش سوزی هستند.
authorities decided to start cordoning the affected neighborhoods.
مقامات تصمیم گرفتند حصارکشی در محله های آسیب دیده را آغاز کنند.
they were cordoning the area to prevent further accidents.
آنها در حال ایجاد حصار در اطراف منطقه برای جلوگیری از حوادث بیشتر بودند.
cordoning off the park helped control the crowd.
ایجاد حصار در اطراف پارک به کنترل جمعیت کمک کرد.
the military is cordoning off the border area.
ارتش در حال ایجاد حصار در اطراف منطقه مرزی است.
after the explosion, they began cordoning the vicinity.
پس از انفجار، آنها حصارکشی در اطراف محل را آغاز کردند.
cordoning off
ایجاد حصار
cordoning area
ایجاد حصار در منطقه
cordoning zone
ایجاد حصار در منطقه
cordoning measures
ایجاد حصار و اقدامات احتیاطی
cordoning traffic
ایجاد حصار برای ترافیک
cordoning perimeter
ایجاد حصار در محدوده
cordoning operations
ایجاد حصار در عملیات
cordoning procedure
ایجاد حصار و روش
cordoning lines
ایجاد حصار و خطوط
cordoning access
ایجاد حصار برای دسترسی
the police are cordoning off the area for investigation.
پلیس در حال ایجاد حصار در اطراف منطقه برای تحقیقات است.
cordoning off the site was necessary for public safety.
ایجاد حصار در اطراف محل برای ایمنی عمومی ضروری بود.
they are cordoning the building due to a gas leak.
آنها در حال ایجاد حصار در اطراف ساختمان به دلیل نشت گاز هستند.
cordoning off the crime scene is standard procedure.
ایجاد حصار در اطراف صحنه جرم یک روش استاندارد است.
the firefighters are cordoning off the fire zone.
آتش نشانان در حال ایجاد حصار در اطراف منطقه آتش سوزی هستند.
authorities decided to start cordoning the affected neighborhoods.
مقامات تصمیم گرفتند حصارکشی در محله های آسیب دیده را آغاز کنند.
they were cordoning the area to prevent further accidents.
آنها در حال ایجاد حصار در اطراف منطقه برای جلوگیری از حوادث بیشتر بودند.
cordoning off the park helped control the crowd.
ایجاد حصار در اطراف پارک به کنترل جمعیت کمک کرد.
the military is cordoning off the border area.
ارتش در حال ایجاد حصار در اطراف منطقه مرزی است.
after the explosion, they began cordoning the vicinity.
پس از انفجار، آنها حصارکشی در اطراف محل را آغاز کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید