kitschy

[ایالات متحده]/ˈkɪtʃi/
[بریتانیا]/ˈkɪtʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. هنری سطحی و مبتذل اما به طور ماهرانه ساخته شده

عبارات و ترکیب‌ها

kitschy decor

دکور تند و تیز

kitschy art

هنر تند و تیز

kitschy souvenirs

سوغاتی‌های تند و تیز

kitschy style

سبک تند و تیز

kitschy design

طراحی تند و تیز

kitschy fashion

مد تند و تیز

kitschy humor

طنز تند و تیز

kitschy music

موسیقی تند و تیز

kitschy movies

فیلم‌های تند و تیز

kitschy gifts

هدیه‌های تند و تیز

جملات نمونه

the decor in that restaurant is really kitschy.

دکور آن رستوران واقعا دمده است.

she loves collecting kitschy souvenirs from her travels.

او عاشق جمع آوری سوغاتی های دمده از سفر هایش است.

the movie was entertaining but quite kitschy.

فیلم سرگرم کننده بود اما کاملاً دمده بود.

his taste in art is often described as kitschy.

سلیقه او در هنر اغلب به عنوان دمده توصیف می شود.

they decorated their home with kitschy knick-knacks.

آنها خانه خود را با وسایل تزئینی دمده تزئین کردند.

the kitschy theme of the party was a big hit.

موضوع دمده مهمانی بسیار محبوب بود.

some people find kitschy items charming.

برخی افراد اقلام دمده را جذاب می دانند.

his fashion sense is often considered kitschy.

حس مد او اغلب به عنوان دمده در نظر گرفته می شود.

the kitschy design of the poster caught my eye.

طراحی دمده پوستر توجه من را جلب کرد.

they threw a kitschy-themed wedding for fun.

آنها برای تفریح یک عروسی با مضمون دمده برگزار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید