correctible

[ایالات متحده]/kəˈrektəbl/
[بریتانیا]/kəˈrɛktəbəl/

ترجمه

adj. قابل تصحیح

عبارات و ترکیب‌ها

correctible error

اشتباه قابل اصلاح

correctible mistakes

اشتباهات قابل اصلاح

correctible flaw

نقص قابل اصلاح

correctible defects

عیوب قابل اصلاح

correctible issue

مشکل قابل اصلاح

correctible problems

مشکلات قابل اصلاح

correctible typo

غلط املایی قابل اصلاح

correctible typos

غلطات املایی قابل اصلاح

correctible damage

آسیب قابل اصلاح

correctible weakness

ضعف قابل اصلاح

جملات نمونه

the error is correctible with a simple software update.

این خطا با یک به‌روزرسانی نرم‌افزاری ساده قابل رفع است.

this is a correctible mistake, so don’t panic.

این یک اشتباه قابل رفع است، پس نگران نباشید.

the data entry issue is correctible during quality control.

مشکل ورود داده‌ها در طول کنترل کیفیت قابل رفع است.

her spelling problems are correctible through regular practice.

مشکلات املای او با تمرین منظم قابل رفع هستند.

the defect seems correctible without replacing the entire part.

به نظر می‌رسد این نقص بدون جایگزینی کل قطعه قابل رفع باشد.

the judge considered the violation correctible with training.

قاضی این تخلف را با آموزش قابل رفع دانست.

the alignment is correctible by adjusting the mounting bracket.

می‌توان با تنظیم براکت نصب، تراز را قابل رفع کرد.

most formatting glitches are correctible in the final proof.

اکثر مشکلات قالب‌بندی در ویرایش نهایی قابل رفع هستند.

the accountant flagged a correctible discrepancy in the ledger.

حسابدار یک مغایرت قابل رفع را در دفتر کل مشخص کرد.

the interview feedback highlighted correctible habits, not fatal flaws.

بازخورد مصاحبه رفتارهای قابل اصلاح را برجسته کرد، نه نقص‌های اساسی.

these minor calibration errors are correctible on site.

این خطاهای جزئی کالیبراسیون را می‌توان در محل رفع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید