rectifiable

[ایالات متحده]/ˈrɛktɪfaɪəbl/
[بریتانیا]/ˈrɛktəˌfaɪəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل تصحیح یا اصلاح; قابل تصفیه یا تقطیر

عبارات و ترکیب‌ها

rectifiable error

اشتباه قابل رفع

rectifiable issue

مشکل قابل رفع

rectifiable mistake

اشتباه قابل رفع

rectifiable problem

مشکل قابل رفع

rectifiable situation

شرایط قابل رفع

rectifiable condition

وضعیت قابل رفع

rectifiable fault

نقص قابل رفع

rectifiable factor

عامل قابل رفع

rectifiable aspect

جنبه قابل رفع

rectifiable discrepancy

ناهمگنی قابل رفع

جملات نمونه

the issue is rectifiable with proper guidance.

مشکل قابل رفع است با راهنمایی مناسب.

many mistakes are rectifiable if addressed early.

بسیاری از اشتباهات قابل رفع هستند اگر زودتر به آنها رسیدگی شود.

her attitude was rectifiable with some constructive feedback.

رفتار او با بازخورد سازنده قابل اصلاح بود.

the errors in the report are rectifiable before submission.

اشتباهات گزارش قبل از ارسال قابل رفع هستند.

his behavior is rectifiable with the right support.

رفتار او با حمایت مناسب قابل اصلاح است.

we found the problem to be rectifiable with minimal effort.

ما متوجه شدیم که مشکل با حداقل تلاش قابل رفع است.

fortunately, the damage is rectifiable without major costs.

خوشبختانه، خسارت قابل رفع است بدون هزینه های بزرگ.

her mistakes were rectifiable, and she learned from them.

اشتباهات او قابل رفع بود و او از آنها درس گرفت.

the situation is rectifiable if we act quickly.

وضعیت قابل رفع است اگر ما به سرعت عمل کنیم.

with the right approach, all issues can be rectifiable.

با رویکرد مناسب، همه مشکلات قابل رفع هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید