correctitudes

[ایالات متحده]/kəˈrɛktɪtjuːdz/
[بریتانیا]/kəˈrɛktɪˌtudz/

ترجمه

n. کیفیت درست یا مناسب بودن

عبارات و ترکیب‌ها

correctitudes assessment

ارزیابی درست‌نمایی

correctitudes analysis

تجزیه و تحلیل درست‌نمایی

correctitudes check

بررسی درست‌نمایی

correctitudes verification

تأیید صحت درست‌نمایی

correctitudes evaluation

ارزیابی درست‌نمایی

correctitudes standards

استانداردهای درست‌نمایی

correctitudes guidelines

دستورالعمل‌های درست‌نمایی

correctitudes principles

اصول درست‌نمایی

correctitudes framework

چارچوب درست‌نمایی

correctitudes metrics

معیارهای درست‌نمایی

جملات نمونه

we must strive for correctitudes in our work.

ما باید برای درستکاری در کار خود تلاش کنیم.

his correctitudes were appreciated by the team.

درستکاری او مورد تحسین تیم قرار گرفت.

correctitudes are essential in scientific research.

درستکاری در تحقیقات علمی ضروری است.

she always emphasizes the importance of correctitudes.

او همیشه بر اهمیت درستکاری تاکید می کند.

correctitudes in data analysis can lead to better results.

درستکاری در تحلیل داده ها می تواند منجر به نتایج بهتر شود.

we need to check for correctitudes in our reports.

ما باید گزارش های خود را از نظر درستکاری بررسی کنیم.

maintaining correctitudes helps build trust with clients.

حفظ درستکاری به ایجاد اعتماد با مشتریان کمک می کند.

his correctitudes were crucial during the presentation.

درستکاری او در طول ارائه بسیار مهم بود.

in mathematics, correctitudes are non-negotiable.

در ریاضیات، درستکاری غیرقابل مذاکره است.

learning correctitudes is key to mastering a language.

یادگیری درستکاری کلید تسلط بر یک زبان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید