corslet

[ایالات متحده]/ˈkɔːslɪt/
[بریتانیا]/ˈkɔrslet/

ترجمه

n. قطعه‌ای از زره که بدن را می‌پوشاند؛ زره بدن
Word Forms
جمعcorslets

عبارات و ترکیب‌ها

corslet armor

زره سینه

corslet design

طراحی زره سینه

corslet style

سبک زره سینه

corslet piece

قطعه زره سینه

corslet protection

محافظت زره سینه

corslet fit

اندازه زره سینه

corslet material

جنس زره سینه

corslet type

نوع زره سینه

corslet features

ویژگی‌های زره سینه

corslet usage

نحوه استفاده از زره سینه

جملات نمونه

the knight wore a corslet under his armor.

سوارکار زره پوشی را زیر زره خود پوشید.

she admired the intricate design of the corslet.

او طراحی پیچیده زره پوش را تحسین کرد.

the corslet provided excellent protection during battle.

زره پوش در طول نبرد محافظت عالی ارائه می داد.

he polished his corslet until it shone.

او زره پوش خود را تا زمانی که برق بیفتد، صیقل داد.

the museum displayed an ancient corslet.

موزه یک زره پوش باستانی را به نمایش گذاشت.

she found a corslet that fit her perfectly.

او زره پوشی پیدا کرد که به طور کامل روی او جا می شد.

the corslet was made of lightweight materials.

زره پوش از مواد سبک وزن ساخته شده بود.

he wore a corslet to enhance his combat skills.

او زره پوشی پوشید تا مهارت های رزمی خود را افزایش دهد.

the corslet was a crucial part of his costume.

زره پوش بخش مهمی از لباس او بود.

they crafted the corslet with great attention to detail.

آنها زره پوش را با دقت بسیار زیاد ساختند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید