costing

[ایالات متحده]/'kɒstɪŋ/
[بریتانیا]/'kɔstɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محاسبه هزینه
adj. قیمت‌گذاری شده

عبارات و ترکیب‌ها

costing analysis

تجزیه و تحلیل هزینه

costing system

سیستم هزینه

costing methods

روش‌های قیمت‌گذاری

costing strategy

استراتژی قیمت‌گذاری

product costing

محاسبه هزینه محصول

standard costing

محاسبه هزینه استاندارد

جملات نمونه

the costing department

بخش هزینه

All these stoppages are costing the company a fortune.

این توقفات هزینه زیادی برای شرکت به همراه دارند.

equipment costing on the order of a million dollars.

تجهیزات با هزینه ای در حدود یک میلیون دلار.

he obtained costings for manual keyboarding of the records.

او هزینه ها را برای ورود دستی اطلاعات به دست آورد.

detailed costing can make the difference between an excellent idea and a ruinous one.

هزینه گذاری دقیق می تواند تفاوت بین یک ایده عالی و یک ایده ویرانگر را ایجاد کند.

He made a rough stab at working out the expenses and found out it was costing us40centavos to print one20 - centavo bill.

او سعی کرد به طور تقریبی هزینه ها را محاسبه کند و متوجه شد که چاپ یک اسکناس 20 سنتی برای ما 40 سنت هزینه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید