coughing fit
حمله سرفه
coughing spell
حلقه سرفه
coughing sound
صدای سرفه
coughing up
سرفه کردن و بیرون آوردن
coughing child
کودک سرفه کننده
coughing attack
حمله سرفه
coughing symptoms
علائم سرفه
coughing relief
تسکین سرفه
coughing issue
مشکل سرفه
coughing baby
نوزاد سرفه کننده
he started coughing during the movie.
او در حین تماشای فیلم شروع به سرفه کرد.
she was coughing because of the dust.
او به دلیل گرد و غبار سرفه میکرد.
coughing can be a sign of a cold.
سرفه میتواند نشانه سرماخوردگی باشد.
he couldn't stop coughing all night.
او تمام شب نتوانست جلوی سرفه خود را بگیرد.
she covered her mouth while coughing.
او در حین سرفه کردن دهان خود را پوشاند.
coughing loudly in class is rude.
سرفه کردن با صدای بلند در کلاس بیادبانه است.
he has a persistent cough that worries me.
او سرفهای مداوم دارد که من را نگران میکند.
she took some medicine to ease her coughing.
او برای تسکین سرفهاش دارویی مصرف کرد.
coughing fits can be very uncomfortable.
حملات سرفه میتواند بسیار ناراحتکننده باشد.
he was coughing so much that he had to leave.
او آنقدر زیاد سرفه میکرد که مجبور شد برود.
coughing fit
حمله سرفه
coughing spell
حلقه سرفه
coughing sound
صدای سرفه
coughing up
سرفه کردن و بیرون آوردن
coughing child
کودک سرفه کننده
coughing attack
حمله سرفه
coughing symptoms
علائم سرفه
coughing relief
تسکین سرفه
coughing issue
مشکل سرفه
coughing baby
نوزاد سرفه کننده
he started coughing during the movie.
او در حین تماشای فیلم شروع به سرفه کرد.
she was coughing because of the dust.
او به دلیل گرد و غبار سرفه میکرد.
coughing can be a sign of a cold.
سرفه میتواند نشانه سرماخوردگی باشد.
he couldn't stop coughing all night.
او تمام شب نتوانست جلوی سرفه خود را بگیرد.
she covered her mouth while coughing.
او در حین سرفه کردن دهان خود را پوشاند.
coughing loudly in class is rude.
سرفه کردن با صدای بلند در کلاس بیادبانه است.
he has a persistent cough that worries me.
او سرفهای مداوم دارد که من را نگران میکند.
she took some medicine to ease her coughing.
او برای تسکین سرفهاش دارویی مصرف کرد.
coughing fits can be very uncomfortable.
حملات سرفه میتواند بسیار ناراحتکننده باشد.
he was coughing so much that he had to leave.
او آنقدر زیاد سرفه میکرد که مجبور شد برود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید