councils

[ایالات متحده]/ˈkaʊnsəlz/
[بریتانیا]/ˈkaʊnsəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمیته‌ها یا گروه‌هایی که حاکمیت یا مشاوره ارائه می‌دهند؛ نهادهای دولتی محلی برای اهداف اداری

عبارات و ترکیب‌ها

local councils

شوراهای محلی

community councils

شوراهای محلی

city councils

شوراهای شهر

youth councils

شورای جوانان

advisory councils

شوراهای مشورتی

regional councils

شوراهای منطقه ای

school councils

شوراهای مدرسه

parent councils

شورای والدین

tribal councils

شوراهای قبیله ای

economic councils

شوراهای اقتصادی

جملات نمونه

the councils are responsible for local governance.

شوراهای مسئولیت اداره محلی را بر عهده دارند.

many councils are working to improve public transportation.

شوراهای زیادی در تلاش برای بهبود حمل و نقل عمومی هستند.

community councils often hold meetings to discuss issues.

شوراهای محلی اغلب جلساتی را برای بحث در مورد مسائل برگزار می‌کنند.

environmental councils focus on sustainability initiatives.

شوراهای زیست محیطی بر ابتکارات پایداری تمرکز دارند.

local councils can influence policy decisions.

شوراهای محلی می‌توانند بر تصمیمات سیاست‌گذاری تأثیر بگذارند.

some councils have adopted new regulations for housing.

برخی از شوراها مقررات جدیدی برای مسکن وضع کرده‌اند.

the councils collaborated on a regional development plan.

شوراهای با یکدیگر در یک طرح توسعه منطقه‌ای همکاری کردند.

advisory councils provide valuable insights to leaders.

شوراهای مشورتی بینش‌های ارزشمندی به رهبران ارائه می‌دهند.

student councils play a key role in school governance.

شوراهای دانش‌آموزی نقش مهمی در اداره مدرسه ایفا می‌کنند.

councils are essential for community engagement.

شوراهای برای تعاملات اجتماعی ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید