counterproposal accepted
پیشنهاد متقابل پذیرفته شد
counterproposal submitted
پیشنهاد متقابل ارائه شد
counterproposal made
ارائه پیشنهاد متقابل
counterproposal review
بررسی پیشنهاد متقابل
counterproposal offered
ارائه پیشنهاد متقابل
counterproposal discussed
بحث در مورد پیشنهاد متقابل
counterproposal rejected
رد پیشنهاد متقابل
counterproposal evaluated
ارزیابی پیشنهاد متقابل
counterproposal details
جزئیات پیشنهاد متقابل
the company submitted a counterproposal to address the concerns raised by the client.
شرکت یک طرح پیشنهادی متقابل برای رسیدگی به نگرانیهای مطرح شده توسط مشتری ارائه داد.
after reviewing the initial offer, they decided to make a counterproposal.
پس از بررسی پیشنهاد اولیه، آنها تصمیم گرفتند یک طرح پیشنهادی متقابل ارائه دهند.
her counterproposal included a higher salary and additional benefits.
طرح پیشنهادی متقابل او شامل حقوق بالاتر و مزایای اضافی بود.
the negotiations stalled until the counterproposal was accepted.
مذاکرات تا زمانی که طرح پیشنهادی متقابل پذیرفته شد، متوقف شد.
he presented a counterproposal that better aligned with their budget.
او یک طرح پیشنهادی متقابل ارائه داد که بهتر با بودجه آنها همخوانی داشت.
the counterproposal was well-received and sparked further discussions.
طرح پیشنهادی متقابل با استقبال خوبی روبرو شد و باعث بحثهای بیشتر شد.
they were pleased with the counterproposal and decided to move forward.
آنها از طرح پیشنهادی متقابل راضی بودند و تصمیم گرفتند پیش روند.
submitting a counterproposal can sometimes lead to a better deal.
ارائه یک طرح پیشنهادی متقابل گاهی اوقات می تواند منجر به معامله بهتری شود.
she felt confident that her counterproposal would be accepted.
او اطمینان داشت که طرح پیشنهادی متقابل او پذیرفته خواهد شد.
the team worked late to finalize their counterproposal before the deadline.
تیم تا دیر وقت کار کرد تا طرح پیشنهادی متقابل خود را قبل از مهلت مقرر نهایی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید