countervailed

[ایالات متحده]/ˌkaʊntəˈveɪld/
[بریتانیا]/ˌkaʊntərˈveɪld/

ترجمه

v. جبران کردن یا تأمین کردن؛ به طور مؤثر مخالف یا مقابله کردن

عبارات و ترکیب‌ها

countervailed efforts

تلاش‌های متقابل

countervailed influence

تاثیرات متقابل

countervailed forces

نیروهای متقابل

countervailed interests

منافع متقابل

countervailed actions

اقدامات متقابل

countervailed arguments

استدلال‌های متقابل

countervailed measures

اقدامات متقابل

countervailed effects

اثرات متقابل

countervailed policies

خط مشی های متقابل

countervailed trends

روندهای متقابل

جملات نمونه

the benefits of the program countervailed the costs involved.

مزایای برنامه، هزینه‌های درگیر را جبران می‌کرد.

the risks were countervailed by the potential rewards.

خطرات توسط پاداش‌های بالقوه جبران می‌شد.

his arguments were countervailed by strong evidence.

استدلال‌های او توسط شواهد قوی جبران می‌شد.

the new policy countervailed the negative effects of the previous one.

سیاست جدید، اثرات منفی سیاست قبلی را جبران کرد.

her enthusiasm countervailed the doubts of the team.

اشتیاق او، تردیدهای تیم را جبران کرد.

the environmental impact was countervailed by the economic benefits.

اثرات زیست محیطی توسط مزایای اقتصادی جبران می‌شد.

his experience countervailed the lack of formal education.

تجربه او، فقدان آموزش رسمی را جبران می‌کرد.

the advantages of the new system countervailed its initial drawbacks.

مزایای سیستم جدید، معایب اولیه آن را جبران می‌کرد.

the positive feedback countervailed the criticism received.

بازخورد مثبت، انتقاداتی که دریافت شده بود را جبران کرد.

her kindness countervailed the harshness of the situation.

مهربانی او، خشونت شرایط را جبران کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید