coupledom

[ایالات متحده]/ˈkʌpldəm/
[بریتانیا]/ˈkʌpldəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت بودن به عنوان یک زوج؛ هم‌زیستی بلندمدت

عبارات و ترکیب‌ها

happy coupledom

زوج خوشحال

new coupledom

زوج جدید

coupledom goals

اهداف زوجیت

coupledom bliss

خوشبختی زوجیت

coupledom struggles

مشکلات زوجیت

coupledom adventures

ماجراهای زوجیت

coupledom dynamics

پویایی زوجیت

coupledom milestones

آثار مهم زوجیت

coupledom challenges

چالش‌های زوجیت

coupledom happiness

خوشحالی زوجیت

جملات نمونه

coupledom brings joy and companionship.

همبشری شادی و همراهی به ارمغان می‌آورد.

they embraced coupledom after years of friendship.

آنها پس از سال‌ها دوستی، همبشری را پذیرفتند.

coupledom requires communication and trust.

همبشری نیازمند ارتباط و اعتماد است.

in coupledom, partners often share responsibilities.

در همبشری، شرکا اغلب مسئولیت‌ها را تقسیم می‌کنند.

they navigated the challenges of coupledom together.

آنها با هم از چالش‌های همبشری عبور کردند.

coupledom can be both rewarding and challenging.

همبشری می‌تواند هم سودمند و هم چالش‌برانگیز باشد.

they celebrated their coupledom with a special dinner.

آنها همبشری خود را با یک شام خاص جشن گرفتند.

coupledom often involves compromise and understanding.

همبشری اغلب شامل سازش و درک متقابل است.

they enjoyed the comforts of coupledom.

آنها از راحتی‌های همبشری لذت بردند.

coupledom can deepen emotional connections.

همبشری می‌تواند پیوندهای عاطفی را عمیق‌تر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید