courageous actions
اقدامات شجاعانه
courageous choices
انتخابهای شجاعانه
courageous leaders
رهبران شجاع
courageous hearts
قلبهای شجاع
courageous spirit
روحیه شجاعانه
courageous steps
گامهای شجاعانه
courageous minds
ذهنهای شجاع
courageous dreams
رویاهای شجاعانه
courageous voices
صدای شجاعانه
courageous journeys
سفرهای شجاعانه
she always encourages her friends to pursue their dreams.
او همیشه دوستانش را تشویق میکند تا به دنبال رویاهایشان باشند.
his speech encourages us to take action for a better future.
سخنرانی او ما را تشویق میکند تا برای آیندهای بهتر اقدام کنیم.
parents should encourage their children to be independent.
والدین باید فرزندان خود را به استقلال تشویق کنند.
the coach encourages the team to give their best effort.
مربی تیم را تشویق میکند تا تمام تلاش خود را انجام دهد.
reading books encourages creativity and imagination.
خواندن کتابها خلاقیت و تخیل را تشویق میکند.
she encourages her students to ask questions in class.
او از دانشآموزانش میخواهد تا در کلاس سؤال بپرسند.
community programs encourage people to volunteer.
برنامههای جامعهای مردم را تشویق میکنند تا داوطلب شوند.
he encourages his colleagues to share their ideas openly.
او همکارانش را تشویق میکند تا ایدههای خود را به طور آشکار به اشتراک بگذارند.
the government encourages innovation to boost the economy.
دولت نوآوری را برای تقویت اقتصاد تشویق میکند.
traveling encourages cultural understanding and tolerance.
سفر کردن درک و تحمل فرهنگی را تشویق میکند.
courageous actions
اقدامات شجاعانه
courageous choices
انتخابهای شجاعانه
courageous leaders
رهبران شجاع
courageous hearts
قلبهای شجاع
courageous spirit
روحیه شجاعانه
courageous steps
گامهای شجاعانه
courageous minds
ذهنهای شجاع
courageous dreams
رویاهای شجاعانه
courageous voices
صدای شجاعانه
courageous journeys
سفرهای شجاعانه
she always encourages her friends to pursue their dreams.
او همیشه دوستانش را تشویق میکند تا به دنبال رویاهایشان باشند.
his speech encourages us to take action for a better future.
سخنرانی او ما را تشویق میکند تا برای آیندهای بهتر اقدام کنیم.
parents should encourage their children to be independent.
والدین باید فرزندان خود را به استقلال تشویق کنند.
the coach encourages the team to give their best effort.
مربی تیم را تشویق میکند تا تمام تلاش خود را انجام دهد.
reading books encourages creativity and imagination.
خواندن کتابها خلاقیت و تخیل را تشویق میکند.
she encourages her students to ask questions in class.
او از دانشآموزانش میخواهد تا در کلاس سؤال بپرسند.
community programs encourage people to volunteer.
برنامههای جامعهای مردم را تشویق میکنند تا داوطلب شوند.
he encourages his colleagues to share their ideas openly.
او همکارانش را تشویق میکند تا ایدههای خود را به طور آشکار به اشتراک بگذارند.
the government encourages innovation to boost the economy.
دولت نوآوری را برای تقویت اقتصاد تشویق میکند.
traveling encourages cultural understanding and tolerance.
سفر کردن درک و تحمل فرهنگی را تشویق میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید