courtes

[ایالات متحده]/kɔːt/
[بریتانیا]/kɔːrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور مختصر؛ به طور کوتاه؛ به طور ساده؛ فقط این؛ موقتی
adj. کوتاه؛ مختصر؛ خلاصه؛ کم؛ ساده؛ مفید

عبارات و ترکیب‌ها

courted disaster

درگیری مورد علاقه

جملات نمونه

please extend the courtesy of your reply at your earliest convenience.

لطفاً در زودترین فرصت ممکن پاسخ دهید.

he made a courtesy call on his new neighbor.

او به دیدار همسایه جدیدش رفت.

the hotel offers a complimentary courtesy shuttle service.

هتل یک خدمات رایگان انتقال را ارائه می دهد.

it is a matter of courtesy to thank your host.

تشکر از میزبان شما یک امر لطف است.

she was granted a courtesy loan from the bank.

از بانک یک وام لطفی برای او اعطا شد.

the reserved seat is a courtesy for elderly passengers.

صندلی رزرو شده برای مسافران سالمند یک لطف است.

he showed great courtesy by holding the door open.

او با باز کردن درب، لطف زیادی نشان داد.

please accept this gift as a courtesy gesture.

لطفاً این هدیه را به عنوان یک لطف دریافت کنید.

the company provides courtesy insurance for its employees.

شرکت بیمه لطفی را برای کارکنانش فراهم می کند.

it would be a courtesy to inform them of the changes.

اطلاع دادن آنها از تغییرات یک لطف است.

she was treated with courtesy and respect.

او با لطف و احترام درمان شد.

he sent a courtesy email to confirm the meeting.

او یک ایمیل لطفی برای تأیید جلسه فرستاد.

the courtesy car is available for hotel guests.

ماشین لطفی برای میهمانان هتل در دسترس است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید